غايت آن مسائل نيز محال است . پس روشن شد كه غايت ، موقوف بر مسائل است . و مسائل موقوف بر موضوع است . پس محال است كه موضوع معلوم و مشخص نباشد و نهايتا پس از تدوين مسائل ، از موضوعات آنها انتزاع گردد .
ج ) تمايز علوم
تمايز علوم ، از راه تمايز موضوعات آنهاست نه به تمايز غايات آنها . چرا كه گاهى غايت در دو علم ، يك چيز است و نسبت بين آن دو علم ، عموم و خصوص مطلق است مثل علم طب و علم جرّاحى . كه در اينجا موضوع طبّ ، امراض بدن به نحو مطلق است يعنى امراضى كه در طب از اسباب آنها ، روشهاى رفع آنها و راههاى پيشگيرى آنها براى حفظ سلامتى بحث مىشود .
و موضوع علم جراحى ، خصوص امراضى است كه با عمليات جراحى مىتوان آنها را معالجه كرد . يعنى امراضى كه در اين علم از اسباب آنها و روشهاى رفع آنها و راههاى پيشگيرى آنها با انواع جراحىها براى حفظ سلامتى بحث مىشود .
د ) موضوع اصول فقه
موضوع علم اصول فقه ، عبارت است از مهمترين ادلهء فقهى كه در اين علم از حجيّت آنها بحث مىشود و نيز از مسائلى كه خصوص استدلال با ادله ، بر آنها توقف دارد و اين توقف براى شناخت كيفيت استنباط احكام شرعيه است و لذا آن مسائل در ادله داخل مىشوند . و ادله عبارتند از :
1 . كتاب ( قرآن ) : و قرآن ، مجموعهء آن چيزى است كه در اين مجلّد است و همهء مسلمين به قرآن بودن آن اعتراف دارند .
2 . سنت : و عبارت است از قول معصوم يا فعل او يا تقرير او ، و احاديث حاكى از سنتاند .