تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
معلوم نباشد [ كه كدام يك حق است ] مختار هستى كه هركدام را [ خواستى ] بگيرى [ و عمل كنى ] » . 2 . خبر حارث بن مغيره از امام صادق ( ع ) ، فرمود : « هرگاه از يارانت حديثى شنيدى و همهء آنان ثقه بودند ، مختار هستى تا آنكه قائم [ امام معصوم ] را ببينى و حديث را به ايشان برگردانى [ و پاسخ بگيرى ] » . 3 . مكاتبهء حميرى با حضرت حجت - عجّل اللّه تعالى فرجه - [ در باب گفتن تكبير پس از تشهد اول در نماز ] كه در پاسخ آن آمده : « [ در اين زمينه دو حديث هست : حديثى مىگويد مكلّف وقتى از حالتى به حالت ديگر منتقل مىشود ، بايد تكبير بگويد . و حديث ديگر مىگويد وقتى مكلّف سر از سجدهء دوم برمىدارد تكبير مىگويد و سپس مىنشيند و سپس برمىخيزد ، ديگر لازم نيست در قيام پس از قعود تكبير بگويد . و همين‌طور در تشهد اول به همين‌گونه عمل مىشود ] . و شما هريك از اين دو حديث را از باب تسليم ، بگيرى [ و به آن عمل كنى ] ، بر صواب هستى » . 4 . مقبولهء عمر بن حنظله كه آن را مشايخ سه‌گانه [ - شيخ كلينى ، شيخ صدوق و شيخ طوسى ( رهم ) ] در كتابهايشان نقل كرده‌اند و مهم‌ترين روايت در اين بحث است . راوى مىگويد از امام صادق ( ع ) دربارهء دو نفر از اصحابمان سؤال كردم كه در دين و يا ميراثى باهم نزاع دارند و براى داورى نزد سلطان يا قضات رفته‌اند ، آيا چنين كارى جايز است ؟ فرمود : « هركس براى داورى در حق يا باطلى نزد ايشان رود ، به داورى نزد طاغوت رفته است و آنچه را وى به نفع او حكم كند به حرام مىگيرد هرچند حق وى در آن ثابت باشد ، چون آن را به حكم طاغوت گرفته است درحالىكه خداوند فرمان داده كه به او كفر بورزد . خداوند متعال فرمود : « مىخواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند ، با آنكه قطعا فرمان يافته‌اند كه بدان كفر ورزند » « 1 » .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 60 .