تعادل و تراجيح
درآمد
اين فصل به بحث تعارض ادلّه مىپردازد . معناى تعارض آن است كه يكى از دو دليل در عرض دليل ديگر قرار گيرد . نه در طول آن و در نتيجه ، ميان مدلول آن دو تمانع و ناسازگارى باشد . تعارض ميان دو دليل با « تزاحم ميان دو حكم » تفاوت دارد ، زيرا تزاحم ، آن است كه در زمان واحد براى دو حكم ، دو ملاك وجود داشته باشد به گونهاى كه مكلّف نتواند هر دو را باهم بجا آورد ، مانند آنجا كه در زمان واحد مكلّف باشد كه دو غريق را نجات دهد و او جز يكى از آنها را نتواند نجات دهد . در اينجا اگر يكى مهمتر باشد همان مقدّم مىشود ، مانند آنجا كه يكى از دو غريق از اولياى خداست ، زيرا ملاك در هر دو واجب وجود دارد ، بر خلاف باب تعارض كه در يكى از آنها ملاك وجود ندارد هرچند حجيّت آن ثابت است ، چون فرض آن است كه حجيّت هر دو به لحاظ دليل ، تامّ است و ازاينرو ، اهمّ بر غير اهمّ مقدم نمىگردد چرا كه حكم واقعى بودن آن معلوم نيست .
دو دليل متعارض : يا هر دو باهم مساوىاند و يا يكى بر ديگرى از امتيازى براى تمسّك بدان برخوردار است . پيش از بيان حكم اين دو قسم ، ناگزير مقدّماتى بيان مىشود .