تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بسيارى از مسائل تجويد و قرائت و قاريان و اعجاز قرآن و كاشفيت قرآن از امور غيبى و بلاغت و فصاحت و . . . آن مورد بحث واقع نمىشود ، بلكه در علوم ديگرى بحث مىشوند . و در علم اصول فقه ، جزاز حجيّت ظواهر آيات قرآن بحث نمىشود ، چرا كه بعضى از احكام شرعيه را مىتوان از ظواهر آيات قرآن استنباط كرد . پس روشن شد كه عوارض ذاتيه اگر دخلى در غايت علم نداشته باشند ، از آنها بحثى در آن علم نمىشود . و عوارض غير ذاتى - يعنى عوارضى كه با يك يا چند واسطه بر موضوع عارض مىشوند - اگر دخلى در غايت آن علم داشته باشند ، از آنها در آن علم بحث مىشود : مثل بسيارى از مسائل علم اصول فقه ، و بخصوص پس از توسعهء قلمرو اصول فقه كه مىتوان گفت عمر عادى انسان كفاف تحقيق و تنقيح همهء آنها را نمىدهد . بسيارى از اين مسائل ، از عوارض ذاتيهء موضوع اصول فقه نيستند ولى در اين علم از آنها بحث مىشود چرا كه گاهى در غايت اين علم يعنى استنباط احكام ، دخالت دارند . كما اينكه سيرهء مصنفين اين علم در روزگار ما همين است و اين‌ها مجموعهء همهء مسائلى را كه تدوين مىكنند ، به نام اصول فقه نامگذارى مىكنند « 1 » . پس از آنچه گفتيم به دست آمد كه اساس و محور تدوين علوم ، موضوعات آنهاست و گردونهء مسائل و بلكه غايات همهء علوم بر محور موضوع مىچرخد . بنابراين نمىتوان موضوع هر علمى را ، آن كلىاى قرار داد كه از موضوعات مسائل آن علم پس از تدوينش انتزاع مىشود ، چرا كه دور لازم مىآيد . زيرا مسائل هر علمى عبارتست از بحثهايى كه در عوارض موضوع آن علم صورت مىگيرد . پس تا موضوع شناخته نشود ، تكوين و تدوين مسائل محال است . و نيز غايت يك علم در حقيقت غايت تدوين مسائل آن علم است . پس تا مسائل مشخص نشود ، تشخيص
هامش
( 1 ) . حاصل آنكه در هر علمى دربارهء عوارضى از موضوع كه در غايت آن علم دخل دارند بحث مىشود ، خواه عرض ذاتى باشند و خواه عرض غريب ( غ ) .
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 47 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان