تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
ششم . روايتى كه مجلسى ( ره ) در بحار الانوار از امام باقر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : « هركس بر يقين باشد و آنگاه دچار شك شود ، بايد به يقين خود ادامه دهد ، زيرا يقين با شك كنار زده نمىشود » . اين روايات سه‌گانه را هرچند مىتوان بر قاعدهء « شك سارى » منطبق ساخت ، همان گونه كه بر قاعدهء استصحاب قابل انطباق است ، لكن به دليل آنكه نسبت به برخى از صور قاعدهء « شك سارى » ، اجماع بر عدم قول به آن نقل شده ، و ظاهر اين روايات ، آن است كه مفاد آن مطلقا حجت مىباشد ، و همين امر مانع تطبيق آن بر اين قاعده مىشود . نكتهء ديگر آنكه ، سبك بيان اين روايت با نحوهء تعبير صحيحهء نخست - كه در جريان استصحاب در موردش صراحت دارد - و نيز با نحوهء تعبير صحيحهء دوم - كه در آن ظهور دارد - نزديك است ، و اين نزديكى در سبك و نحوهء بيان ، قرينه‌اى است بر ارادهء استصحاب از آن . هفتم . مكاتبهء [ على بن محمد ] قاسانى است كه مىگويد : به حضرت نامه نوشتم - درحالىكه در مدينه بودم - در مورد يوم الشك از رمضان كه آيا [ در آن روز ] روزه گرفته مىشود يا نه ؟ [ در پاسخ به من امام ( ع ) ] نوشت : « شك در يقين داخل نمىشود . با ديدن [ هلال رمضان ] روزه بگير و با ديدن [ هلال شوّال ] افطار كن » . احتمال دارد مقصود از يقين در اين روايت ، يقين به دخول ماه رمضان باشد كه در اين صورت ، معناى « لا يدخله الشك » آن خواهد بود كه شك و احتمال دخول ماه رمضان ، در آن سودى نمىبخشد ؛ و اگر چنين باشد اين روايت با استصحاب بىارتباط خواهد بود . احتمال هم دارد كه مراد از يقين ، يقين سابق به شعبان باشد ، كه در اين صورت ، معنايش آن خواهد بود كه شك به دخول ماه رمضان ، سودى نمىبخشد ، بلكه يوم الشك بايد از ماه شعبان به شمار آيد تا آنكه هلال [ ماه رمضان ] را ببينى ، و اگر چنين باشد اين روايت از ادلهء استصحاب خواهد بود . هشتم . روايتى كه اختصاص به مورد خودش دارد و آن ، روايت عبد اللّه بن سنان