ملاك قاعدهء يقين [ يا شك سارى ] آن است كه متعلّق يقين و شك ، ذاتا و زمانا يكى باشد و تنها زمان تحقق يقين با زمان تحقق شك متفاوت باشد ، مثل آنكه روز جمعه يقين داشته باشيم كه زيد عادل است و سپس روز شنبه ، در همان عدالت وى در روز جمعه ، شك كنيم . نكتهء اينكه به اين قاعده ، شك سارى گفته مىشود نيز همين است كه شك از روز شنبه مثلا ، سرايت و نفوذ مىكند به يقين به عدالت زيد در روز جمعه ، بهگونهاى كه اينك در عدالت وى در روز جمعه نيز شك داريم . [ مثال روشنتر آن است كه در سال 81 نمايندهاى را واجد صلاحيت مىدانستيم . اما در سال 82 وضع او بهگونهاى است كه در صلاحيت وى ترديد مىكنيم . و اين ترديد رفتهرفته به سال 81 نيز سرايت مىكند و اينك اگر از ما بپرسند : آيا مطمئن هستيد كه او در سال 81 براى نمايندگى صلاحيت داشته است ؟ مىگوييم : خير ] .
ملاك قاعدهء استصحاب آن است كه متعلق يقين و شك ذاتا يكى ، اما زمان آنها متفاوت باشد ، خواه زمان پيدايش خود يقين و شك نيز مختلف باشد يا مختلف نباشد ، مانند آنجا كه يقين داريم زيد ، روز جمعه عادل بوده اما شك داريم كه آيا روز شنبه نيز همچنان عادل است ، بهگونهاى كه در روز شنبه ، يقين به عدالت وى در روز جمعه و شك در عدالت وى در روز شنبه ، باهم جمع مىشوند ؛ يعنى شك داريم كه آيا از وى در روز شنبه كارى سر زده كه با عدالت ناسازگار باشد يا نه ؟ با آنكه عدالت وى در روز جمعه ، همچنان براى ما محرز است .
انواع استصحاب
استصحاب انواع گوناگونى دارد ، زيرا آنچه استصحاب مىشود [ - مستصحب ] :
يا امر وجودى است و يا عدمى ؛ يا حكم تكليفى است و يا حكم وضعى ؛ يا كلّى است و يا جزيى ؛ يا موضوع حكم است و يا امورى خارجى . از طرفى ، شك نيز يا شك در مقتضى مستصحب است يا شك در وجود رافع براى مقتضى و يا در رافع بودن امر موجود . از سوى ديگر ، دليل حكم مستصحب يا عقلى است و يا شرعى . اصوليان در