2 . روايتى كه حسن بن جهم از امام رضا ( ع ) نقل كرده است :
گفتم : دو نفر كه هر دو ثقه [ و مورد اطمينان هستند ] دو حديث مختلف [ و متعارض ] نقل مىكنند ، و ما نمىدانيم كدامين آنها درست است ؟
امام ( ع ) فرمود : « هرگاه نمىدانى [ كدامين آنها درست است ] اختيار دارى كه هركدام را مىخواهى بگيرى [ و عمل كنى ] » .
3 . روايتى كه از حارث بن مغيره از امام صادق ( ع ) نقل شده است . امام ( ع ) [ در اين روايت ] فرمود : « هرگاه از يارانت حديث شنيدى و همهء آنان ثقه بودند مختارى [ كه در صورت تعارض به هركدام خواستى عمل كنى ] ، تا امام زمان خود را ببينى [ و از او بپرسى ] .
اين روايات بر قبول خبر ثقهء عادل دلالت دارد . و ظاهرا ثقه و عادل در زبان روايات به يك معناست . اشكال شده كه اين روايات ، خودشان خبر واحد هستند ؛ ازاينرو نمىتوان براى اثبات حجيّت خبر واحد به آنها تمسّك كرد ، چون دور لازم مىآيد ، زيرا كه در آن به خبر واحد براى اثبات حجيّت خبر واحد تمسّك شده است .
پاسخ اين اشكال آن است كه علماى اماميّه اين اخبار را كه در مقام بيان راه حلّى در باب تعادل و تراجيح است ، پذيرفتهاند و در قبول آن اتفاقنظر دارند ، و اين امر موجب اطمينان به درستى اين اخبار مىشود .
4 . روايتى كه در آن آمده عبد العزيز بن مهدى به امام ( ع ) گفت : گاهى [ در مسائل شرعى ] نيازمند مىشويم ، و چنين نيست كه هر زمان [ بخواهم ] بتوانم شما را ديدار كنم . آيا يونس بن عبد الرحمن ثقه است ، تا احكام دينم را از وى فرا بگيرم ؟
امام ( ع ) فرمود : « آرى » . ظاهر اين روايت آن است كه پذيرفتن سخن ثقه در روايت و فتوا نزد سؤالكننده معلوم [ و مسلّم ] بوده است ، و تقرير امام ( ع ) در حق او نسبت به اين مطلب ، بر حجيّت قول ثقه دلالت دارد .
روايت زير نيز از آن جهت كه با اطلاق خود روايت و فتوا ، هر دو ، را شامل مىشود ، نظير روايت ياد شده است .
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: على شيروانى
ص٢٩٩