تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
اخباريان نيز براى منع از تمسّك به ظاهر قرآن به روايات وارد شده از معصومان ( ع ) - كه از تفسير به رأى كردن قرآن ، نهى مىكند - احتجاج كرده‌اند ؛ نمونه‌اى از اين روايات را از نظر مىگذرانيم : 1 . حديث نبوى : « هركس قرآن را به رأى خود تفسير كند جايگاهش آتش است » . 2 . سخن پيامبر ( ص ) : « هركس قرآن را به رأى خود تفسير كند بر خداوند دروغ بسته است » . 3 . حديث قدسى : « كسى كه سخن مرا به رأى خود تفسير كند به من ايمان نياورده است » . 4 . روايتى كه در آن آمده : امام باقر و امام صادق ( ع ) ، برخى از فقهاى قوم را از اينكه دربارهء قرآن براساس آراى خويش فتوا دهند نهى كرده و آنان را از اين كار برحذر داشتند ، و مانند آن ، كه فراوان است . در پاسخ از اين روايات مىتوان گفت : اولا : اين روايات با روايات دالّ بر جواز [ عمل به ظاهر قرآن ] و ارجاع [ اصحاب خويش ] به قرآن معارض است ؛ ثانيا : ظاهر اين روايات آن است كه عمل كسانى را نهى و نفى مىكند كه فقط براساس رأى و نظر خويش عمل مىكنند و به آنچه در نظرشان نيكو مىرسد در تفسير همهء قرآن بسنده مىكنند ، به‌ويژه در موارد پيچيده و دشوار آن ، و خود را به مراجعه به اهل ذكر [ - معصومان ( ع ) ] كه ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، و ظاهر و باطن قرآن را مىشناسند ، نيازمند نمىبينند ؛ و روشن است كه چنين كارى روا نيست . آنچه را اصوليان مجاز مىشمارند اخذ به بعضى از آيات احكام است كه معنايش روشن است و خداى حكيم ، قرينه‌اى بر خلاف ظاهر آن قرار نداده و اصل ، نبودن چنين قرينه‌اى است . و اين [ اخذ به ظاهر ] پس از فحص [ - جستجو ] و دقت در روايات معصومان ( ع ) و آيات ديگر براى به دست آوردن مفسّر ، شارح ، ناسخ و مخصص مىباشد . از سوى ديگر ، شايد اخذ به ظهور [ اساسا ] تفسير به شمار نيايد ؛ زيرا تفسير عبارت است از بيان معناى غامض [ و پيچيده ، نه فهم معناى روشن و واضح ] .