كه احقاق و اظهار حق مطرح است - اين خود شاهد است بر اينكه عموم همچنان بر عموميت خودش باقى است . بهخصوص اگر اين روايت خاص ، از اواخر معصومين ( ع ) مانند امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السّلام نقل شده باشد كه در اين صورت مدت زمان زيادى بر قرآن در زمان ائمهء پيشين گذشته است درحالىكه خالى از مخصص بوده است ! و نيز مدت زمان زيادى بر مسلمين - بهخصوص شيعيان - گذشته است درحالىكه آنها برطبق عموم آيه عمل مىكردهاند . و امّا احتمال اينكه روايات زيادى موجود بوده كه مخصص عمومات قرآن بودهاند ولى بعدا اين روايات ، گم و ناپيدا شدهاند - با توجه به اينكه نسبت به اين روايات محتمل فحص و جستجو مىشود و با توجه به اينكه نياز به آنها و نشر و پخش آنها بسيار زياد است - احتمالى است بسيار بعيد ، و نمىتوان برآن تكيه كرد و برطبق اصل ، منتفى است .
خلاصه
تخصيص زدن كتاب ( قرآن ) به وسيلهء قرآن و يا با سنّت متواتر و يا با خبرى كه داراى قرائن قطعيه است ، جائز و محقّق است . و اما تخصيص قرآن با خبر واحد ، محل بحث است : اكثر علما آن را جايز مىدانند ، امّا رأى مختار ما توقف است به دلائلى كه ذكر آنها گذشت .
تمرينات
1 - اقوال در مسئلهء تخصيص كتاب ( قرآن ) كدام است ؟
2 - سبب و دليل قول مختار ما چيست ؟