خالى است [ و تنها قوه و قابليت دارا شدن فعليات گوناگون را دارد ] و به مناسبت همين شباهت است كه آن را « عقل هيولانى » ناميدهاند .
[ 2 ]
2 - عقل بالملكه :
و آن مرحلهاى است كه نفس ، بديهيات را ، اعم از تصورات و تصديقات تعقل مىكند . [ اين مرحله ، نخستين مرحلهاى است كه عقل در آن به فعليت مىرسد ، ] زيرا علوم بديهى پيش از ساير دانشها براى نفس حاصل مىگردد و علوم نظرى متوقف بر آنها مىباشند .
[ عقل بالملكه مرحلهاى است كه نفس از مرتبهء عقل هيولانى گذشته و از قابليت و استعداد محض بيرون آمده است و با دريافت معقولات بديهى ، آماده است كه معقولات نظرى را از راه فكر تحصيل كند . اين مرتبه از نفس را از اين رو عقل بالملكه مىگويند كه معقولات بديهى حاصل گشته و استعداد انتقال از آنها به معقولات نظرى در نفس ، ملكه شده است . ]
[ 3 ]
3 - عقل بالفعل :
و آن مرتبهاى است كه نفس ، دانشهاى نظرى را با استنتاج از علوم بديهى به دست آورده ، و تعقل مىكند . [ اين مرتبه را از آن جهت عقل بالفعل ناميدهاند كه معقولات نظرى بالفعل در آن موجود است و نيازى به اكتساب جديد آنها نيست . در حقيقت مىتوان گفت : عقل بالفعل ، استعداد حاضر كردن معقولات نظرى است ، پس از حصول آن معقولات . ]
[ 4 ]
4 - عقل مستفاد :
و آن مرتبهاى است كه نفس ، تمام معقولات بديهى و نظرى را كه به دست آورده و