بنابراين ، هر عقلى دو نوع وجود دارد : يكى وجود تفصيلى ، كه همان وجود خاص به آن است و ديگرى وجود اجمالى ، كه وجود منطوى در عقول فوق آن است ؛ مثلًا عقل اول با همان وجود بسيط خود ، جامع همهء عقول مادون خودش مىباشد . و عقول مادون همگى موجود به يك وجود بسيط اجمالى مىباشند ، كه همان وجود عقل اول است .
با توجه به دو مطلب فوق تقسيم ياد شده به اين صورت مطرح مىشود كه : موجود مجرد عقلى يا نزد مدرك حضور دارد و يا حضور ندارد . اگر حضور نداشته باشد ، مدرِك « عقل بالقوه » خواهد بود . اگر حضور داشته باشد ، يا با وجود تفصيلىاش حضور دارد و يا با وجود اجمالىاش . در صورت نخست مدرِك « عقل تفصيلى » است و در صورت دوم « عقل اجمالى » خواهد بود . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٤