تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
مشتمل بر همهء تفاصيل مىباشد ؛ مثلًا هنگامى كه كسى چند مسئله را براى شما مطرح مىكند و شما پاسخ همه را مىدانيد و جواب آنها در ذهنتان حاضر مىگردد ، در نخستين لحظه‌اى كه شروع مىكنيد به پاسخ دادن ، نسبت به همهء آن مسائل ، علم يقينى و بالفعل داريد ، اما هيچ تفكيك و تفصيلى ميان آن پاسخ‌ها وجود ندارد . تفكيك اين پاسخ‌ها و تفصيل ميان آنها هنگامى صورت مىپذيرد كه يكايك آن مسائل را جداگانه پاسخ مىدهيد . گويا علم بسيطى كه از آغاز واجد آن هستيد ، چشمه‌اى است كه مىجوشد و پاسخ‌هاى تفصيلى از آن جارى مىگردد . اين عقل را « عقل اجمالى » مىنامند . * * * [ 3 ] تقسيمى كه فلاسفه بيان كرده‌اند در مورد علم حصولى است ، اما - همان گونه كه در بحث‌هاى گذشته دانستيم - همهء علوم حصولى به علوم حضورى مىانجامد و از اين رو بايد تقسيم ياد شده را به گونه‌اى در نظر گرفت كه بر علم حضورى منطبق گردد . اين نكته نسبت به مباحث آينده كه دربارهء علم حصولى مطرح مىشود نيز جارى است و نبايد از آن غافل بود . [ براى روشن شدن نحوهء اجراى اين تقسيم نسبت به علم حضورى يابد دو مطلب را مورد توجه قرار داد . مطلب اول آن كه : بنابر آن چه در فصل نخست بيان شد ، معقول در علم حصولى يك موجود مجرد عقلى است كه با وجود خارجى خود نزد مدرِك در حال تعقل حضور مىيابد . مطلب دوم آن كه : هر موجود ممكنى دو نحوه وجود دارد : يكى وجود تفصيلى ، كه همان وجود خاص آن مىباشد و دوم وجود اجمالى ، كه همان وجود منطوى در وجود علتش است ، چرا كه هر معلولى پيش از وجود خاص خود ، به وجود علتش موجود مىباشد . وجود علت ، وجودى است كه در عين بساطت ، مراتب مادون را در بردارد .