تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
[ توضيح اين كه : علت دو گونه علم حضورى به معلول خود دارد : يكى علم علت به معلول در مرتبهء ذات علت ؛ دوم علم علت به معلول در مرتبهء ذات معلول . اما علم اول كلى است ، زيرا علت از آن جا كه در مرتبهء ذات خود ، كمال هستى معلول را دارد ، علمش به ذات خودش ، علم به معلولش نيز خواهد بود . اين همان علم ذاتى علت به معلول است ، كه در مرتبهء وجود علت مىباشد . و چون مرتبهء وجود علت تقدم بر مرتبهء وجود خاص معلول دارد ، در نتيجه علم ذاتى علم به معلول پيش از وجود معلول ثابت خواهد بود . پس چنين علمى تابع وجود معلول نيست ، تا تغير معلول موجب تغير آن گردد . از اين رو ، اين علم ، كلى خواهد بود . اما علم دوم كه در واقع علم فعلى علت به معلول را تشكيل مىدهد ، يك علم جزيى است ، زيرا اين علم ، تابع معلول ، بلكه عين آن مىباشد ؛ در نتيجه تغير معلول همان تغير علم خواهد بود . البته اين علم در صورتى متغير و جزئى محسوب مىگردد كه معلول داراى وجود مادى و متغير باشد ، اما اگر معلول امرى مجرد و ثابت باشد ، علم فعلى علت به آن ، همانند علم ذاتى علت ، كلى و ثابت خواهد بود . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 90 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى