حال تغيير و تحول مىباشند ؛ در نتيجه ] محسوسات امورى متغير و دگرگون شوندهاند .
تعريف علم جزئى
جزئى ، علمى است كه همراه با تغيير معلوم خارجى [ / معلوم بالعرض ] متغير مىگردد ؛ مثلًا : هنگامى كه حسن را در حال حركت مشاهد مىكنيم ، علمى كه از راه مشاهدهء با چشم نسبت به حركت او براى ما حاصل مىشود ، يك علم جزيى است ، زيرا اگر حسن بايستد ، علم حسى ما به حركت وى نيز زايل مىگردد . چنين علمى را « علم پس از كثرت » نيز مىنامند .
[ علم جزئى ، بر خلاف علم كلى ، علمى است كه از طريق انفعال از خارج در ما پديد مىآيد و چون اين علم به واسطهء انفعال از خارج حاصل مىگردد ، ثبات و تغيير آن نيز تابع معلوم خارجى مىباشد ؛ در نتيجه ثبات و تغيير معلوم خارجى ، در ثبات و تغيير صورت علمى تأثير خواهد گذارد . به طور كلى علوم حسى ، جزئى است ، زيرا اين علوم - چنان كه پيش از اين بيان شد - متوقف بر ارتباط با خارج است ؛ ارتباطى كه از طريق ادوات حس برقرار مىگردد . پس اگر آن چه در خارج است به واسطهء تغييرى كه در آن روى مىدهد ، زايل گردد ، علم حسى به آن نيز زايل خواهد شد . ]
[ 2 ]
علم به تغيير غير از تغيير علم است
ممكن است اعتراض شود : شما خود معترفيد كه علوم جزئى دست خوش تغيير و دگرگونى بوده و وقوع تغيير در علم ، دليل بر مادى بودن آن است ، زيرا تغيير همان انتقال از يك حال به حال ديگر بوده و مستلزم قوه مىباشد و قوه نيز بدون ماده [ اى كه آن را حمل كند ، ] تحقق نمىيابد . [ در نتيجه هر امر متغيرى مادى خواهد بود . ] در حالى كه شما پيش از اين گفتيد : « همهء اقسام علم ، مجرد است . »