تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نياز به موضوع ندارد ، در نفس تشكيل مىشود . « 1 » [ 10 ]

فرع سوم : وجود از سه عالم كلى تشكيل يافته است

[ در فصل اول و در همين فصل گفتيم كه : صورت‌هاى علمى مجرد از ماده‌اند ؛ بدين نحو كه صورت‌هاى حسى و خيالى ، مجرد مثالى و صورت‌هاى عقلى ، مجرد عقلى مىباشند . همچنين گفتيم كه : ادراك حسى مشروط به حضور مادهء خارجى است . ] از مطالب پيشين دانسته مىشود كه وجود از جهت تجرد از ماده ، از سه عالم كلى تشكيل مىشود . [ مقصود از « وجود » در تقسيم ياد شده ، وجود امكانى بوده و شامل واجب - تبارك و تعالى - نمىشود ، زيرا واجب - عز اسمه - اگر چه مجرد محض است ، نمىتوان او را داخل در « عالَم عقل » دانست ، چون « عالَم » اسم آلت است به معناى « ما يُعلم به » و ما سوى الله از آن جهت كه آيت و نشانهء وجود خداوند است « عالَم » ناميده مىشود . « 2 » نكته ديگر آن كه : « كلى » در اين جا به معناى سعه و گسترهء وجودى است و مقصود از كلى بودن هر يك از عوالم سه گانهء مورد بحث ، مشتمل بودن آنها بر وجودهاى متعدد و گوناگون است ، كه هر نوع از آنها يك عالم جزيى به شمار مىآيد . اين عالم‌هاى كلى عبارتند از : ]
هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد براى تشكيل مفهوم جوهر و آشنايى نفس با اين مفهوم ، همين اندازه كافى است كه نفس خود را در حالى كه مستقل و بى نياز از موضوع است ادراك كند ؛ از سوى ديگر ، نياز اعراض و كيفيات نفسانى به خود را مشاهده نمايد . بنابراين ، ادراك صفات عرضى از اجسام خارجى نقشى در تشكيل مفهوم جوهر ندارد . آرى ، ادراك اين اعراض و اين كه آنها نيز همانند كيفيات نفسانى بوده و حكم امثال واحد مىباشد ، براى تصديق به وجود جوهر در بيرون از نفس لازم است و گويا در متنْ اين دو مطلب ، يعنى تصور مفهوم جوهر و تصديق به وجود آن در خارج ، با هم آميخته شده است ( 2 ) . شاهد اين مدعا آن است كه مؤلف گرامى قدس سره در دنبالهء اين بحث مىگويد : « اقربها من المبدأ الاول تعالى وتقدس عالم العقول المجردة » . اين تعبير نشان مىدهد وجود خداوند از همهء عوالم سه گانهء ياد شده بيرون مىباشد
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 80 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى