تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
[ 11 ]

1 - عالم ماده و قوه :

[ و آن عالمى است كه در آن ، صورت‌ها و اعراض ، در ماده منطبع مىباشند ؛ به نحوى كه وجودشان توأم با ماده بوده و انفكاك آنها از ماده امكان‌ناپذير و محال است . ]

2 - عالم مثال :

و آن عالمى است كه فاقد ماده مىباشد ، اما آثار ماده را ، از قبيل شكل ، مقدار ، وضع و غير آن دارد [ ، البته همهء آثار ماده در عالم مثال وجود ندارد ؛ مثلًا قوه و استعداد نيز از آثار ماده است ، ولى در آن عالم وجود ندارد . ] در اين عالم ، صورت‌هاى جسمانى ، اعراض و هيئت‌هاى كمالى جسمانى وجود دارد ، اما ماده‌اى كه حامل قوه و استعداد باشد ، در آن نيست . اين عالم ، « عالم مثال » ناميده مىشود و از آن‌جا كه وسط عالم ماده و عالم تجرد عقلى قرار دارد ، « عالم برزخ » نيز خوانده مىشود . « 1 » فلاسفه عالم مثال را بر دو قسم دانسته‌اند : « مثال اعظم » كه قائم به خود مىباشد [ و مستقل از نفس است ] و « مثال اصغر » كه قائم به نفس بوده و نفس بر اساس انگيزه‌هاى گوناگون ، هر گونه كه بخواهد ، در آن تصرف مىكند ؛ گاهى صورت‌هاى حق و شايسته ايجاد مىكند و گاهى نيز صورت‌هاى گزاف و بيهوده انشا مىنمايد و خود را با آن مشغول مىسازد . [ 12 ]

3 - عالم عقل :

و آن عالمى است كه از ماده و آثار آن مجرد مىباشد . عالم‌هاى سه‌گانهء ياد شده در طول يك ديگر قرار دارند ؛ بدين نحو كه مرتبهء عالم عقول مجرد از ديگر عالم‌ها برتر ، قوىتر ، از جهت وجودى مقدم‌تر و به مبدأ نخستين - تعالى و تقدس - نزديك‌تر است ، چرا كه داراى فعليت تام و كامل است و وجودش از آميختگى با ماده و قوه منزه مىباشد . به دنبال عالم عقل و در مرتبهء پس از آن ، عالم مثال قرار دارد ، كه از ماده منزه است ، اما آثار ماده را دارا مىباشد . پس از عالم مثال ، عالم
هامش
( 1 ) . « برزخ » در لغت به معناى واسطهء ميان دو چيز است