تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اما حقيقت امر آن است كه محسوس بالذات ، يك صورت علمى مجرد از ماده است و مشروط بودنش به حضور ماده [ نزد اندام‌هاى حسى ] و توأم بودن با اعراض تشخص دهنده ، تنها براى آن است كه استعداد و آمادگى براى ادراك حسى در نفس پديد آيد . و نيز مشروط بودن ادراك خيالى به همراهى اعراض تشخص « 1 » دهنده ، فقط براى حصول استعداد ادراك خيالى در نفس مىباشد . همچنين اشتراط تقشير و جدا ساختن معلوم از ماده و ديگر اعراض تشخص دهنده در ادراك عقلى ، براى بيان اين حقيقت است كه : پيدايش استعداد براى تعقل يك ماهيت كلى ، كه از آن به انتزاع كلى از افراد تعبير مىشود ، منوط به ادراك چند فرد از آن ماهيت مىباشد . [ 5 ]

فرع دوم : تشكيل يك مفهوم در ذهن متوقف بر ارتباط نفس با مصداق آن مفهوم است

به دست آوردن يك مفهوم و انتزاع آن از مصداقش ، بر يك نوع اتصال با مصداق و ارتباط با خارج متوقف مىباشد ؛ خواه اين اتصال و ارتباط با مصداق خارجى آن
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه صورت حسى و خيالى ، اگر چه مجرد از ماده‌اند ، تجردشان از قبيل تجرد مثالى است - چنان‌كه خواهد آمد - موجوداتى كه داراى تجرد مثالى اند در عين تجرد ، واجد برخى از آثار و عوارض ماده مىباشند ؛ مانند رنگ ، شكل و كميت . بنابراين ، نمىتوان اكتناف و همراهى با اعراض تشخص دهنده را فقط شرط پيدايش استعداد براى احساس و تخيل در نفس دانست ؛ آن گونه كه حضور ماده ، شرط پيدايش استعداد براى احساس در نفس مىباشد