تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
[ 3 ] اثبات حدوث زمانى عالم مادى : جهان ماده و طبيعت ، حدوث ديگرى نيز دارد كه اختصاص به همين جهان دارد و و آن ، حدوث زمانى است ، بيان مطلب آن است كه : در مرحلهء قوه و فعل گفتيم : عالم ماده با جوهر و اعراض ملحق به آن ، يك وجود سيال و گذرا را تشكيل مىدهد كه هويتش نو شونده بوده و پيوسته از نقص به سوى كمال و از قوه [ به فعليت ] تحول مىيابد . اين وجود سيّال به حدودى « 1 » [ / اجزاء ] تقسيم مىشود كه هر كدام ، فعليت جزء پيشين و قوهء جزء پسين است . حال اگر جزء مورد نظر خودش نيز تقسيم شود ، اجزاى به دست آمده هر كدام ، فعليتِ جزء پيش از خود و قوهء جزء پس از خود خواهد بود . همچنين گفتيم : اين حركت عمومى و فراگير ، يك امتداد كمّى را رسم كرده [ و پديد مىآورد ] كه هر قطعه‌اى از آن در نظر گرفته شود ، به دو قسمِ مقدم و مؤخر تقسيم مىگردد و هر يك از اين دو قسم نيز [ ، به نوبهء خود ] به دو قسم ديگر كه يكى مقدم بر ديگرى است ، منقسم مىشود . انقسام پذيرى اين امتداد كمّى نيز ، همانند انقسام پذيرىِ حركتى كه راسم آن است ، نقطهء پايان و حدّ يقف ندارد . تفاوت ميان اين دو امتداد تنها در اين است كه امتداد بر حركت ، مبهم و نامعين است ، امّا امتداد كمّى دوم ، كه بر حركت عارض مىشود ، معين و مشخص مىباشد ؛ شبيه فرقى كه ميان جسم طبيعى و جسم تعليمى وجود دارد . اين امتداد كمّى كه جوهر عالم با حركت خود رسم مىكند ، همان زمان عمومى و مشتركى است كه به وسيلهء آن ، حركات مختلف اندازه‌گيرى شده و نسبت كوتاهى و بلندى و پيشى و پسى ميان حوادث طبيعى معين مىگردد . تقدم يك حادثه بر حادثهء ديگر همان قوه بودن آن براى فعليت پسين و تأخرش همان فعليت بودن آن براى قوهء پيشين است .
هامش
( 1 ) . مقصود از حدّ ، مصطلح خاص آن در بحث كم متصل نيست ، بلكه مراد از آن ، همان جزء و قطعه است
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 434 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى