تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
معلول ، به عدم آن كه در مرتبهء علت تقرر دارد . ] و چون « 1 » مبدأ و علت نخستينِ هر وجود امكانى ، خواه مادى باشد و يا مجرد و خواه مجرد عقلى باشد و يا غير عقلى ، همان واجب بالذات است ؛ از اين رو هر موجود ممكنى نسبت به واجب تعالى حدوث ذاتى دارد . از سوى ديگر ، مجموع ممكنات ، كه « عالم امكان » و ما « سوى اللَّه » ناميده مىشود ، چيزى غير از اجزايش نيست و لذا حكمى جز حكم اجزايش ندارد . در نتيجه ، عالم با همهء اجزايش ذاتاً حادث بوده و هستىاش مسبوق به هستى واجب بالذات مىباشد . [ 2 ] حدوث به حقِّ عالم : حال اگر ماهيات را كنار بگذاريم و وجود را ، از آن جهت كه تنها حقيقت اصيل است ، مطمح نظر قرار دهيم ، وجود را بر دو قسم خواهيم يافت : 1 - وجود واجب بالذات ، كه خود استوار بوده و در ثبوت و تحققش مستقل از غير است . 2 - وجود امكانى ، كه هستىاش مندك در غير ، رابط و وابسته به ديگرى - يعنى واجب - مىباشد . هر وجود امكانى ، مسبوق به وجود واجبى و متصف به چنين حدوثى [ / حدوث به حق ] است . از طرفى ، مجموع وجودهاى امكانى همان حكم اجزايش را دارد . پس مجموع عالم امكان حادث به حدوث وجودهاى امكانى است . [ حدوث به حق - چنان كه در مرحلهء حدوث و قدم گذشت - عبارت است از : مسبوق بودن وجود معلول به وجود علتش ، به اعتبار سبق و لحوق ميان دو وجود ، كه يكى مستقل و ديگرى رابط است ، نه به اعتبار سبق و لحوق ميان ماهيت وجود يافتهء معلول و علت . در حدوث و قدم به حق ، بر اين حقيقت تكيه مىشود كه وجود معلول نسبت به علت خود ، يك وجود رابط و فى غيره است و عين فقر و تعلق به آن مىباشد و وجودى كه عين فقر و وابستگى به يك وجود ديگر است ، متأخر از آن و در رتبهء پس از آن بوده و در نتيجه نسبت به آن حادث مىباشد . ]
هامش
( 1 ) . در اين قسمت محور سخن فقط حدوث ذاتى است
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 433 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى