تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
هر گاه ممكن پست‌تر از بارى تعالى صادر گشته باشد ، بايد ممكن شريف‌تر پيش از آن تحقق يافته باشد . چه ، از آن تحقق يافته باشد . چه ، در غير اين صورت ، اگر جايز بدانيم ممكن شريف‌تر [ فى المثل عقل اول ] مقارن با ممكن پست‌تر [ فى المثل عقل دوم ] تحقق يابد ، بايد از واجب تعالى در مرتبهء واحد ، از يك جهت دو چيز صادر گردد و اين محال است . و اگر جايز بدانيم ممكن شريف‌تر پس از ممكن پست‌تر و با واسطهء آن تحقق يابد ، لازمه‌اش آن است كه معلول شريف‌تر از علت و مقدم « 1 » بر آن باشد و اين محال است . و اگر تحقق موجود شريف‌تر مورد نظر ، با آن كه وجودش امكان وقوعى دارد ، يعنى از فرض وقوعش امر محالى لازم نمىآيد ، نه پيش از ممكن پست‌تر ، نه مقارن با آن و نه پس از آن روا نباشد ، در اين صورت اگر فرض شود كه موجود شريف‌تر در عين حال كه از واجبِ تعالى و يا يكى از معلول‌هاى او صادر نشده ، وجود و تحقق دارد ، در اين صورت ، چون ممكن است ، وجودش خواهان حيثيتى خواهد بود ، شريف‌تر از آن چه واجب تعالى واجد آن است و اين مستلزم آن است كه ممكن مورد نظر علتى برتر و شريف‌تر از واجب تعالى داشته باشد و اين محال است زيرا شدّت و شرف وجودىِ واجب بالذات فوق هر نامتناهى است . بنابراين ، تنها فرض صحيح آن است كه موجود شريف‌تر پيش از موجود پست‌تر و در رتبهء مقدم بر آن موجود باشد . [ خلاصهء اين دليل آن است كه : اگر ممكن اشرف پيش از ممكن اخس تحقق نيابد - فى المثل عقل اول پيش از عقل دوم به وجود نيابد - از سه حال بيرون نيست : 1 - اشرف در مرتبهء اخس موجود شود . 2 - اشرف پس از اخس به وجود آيد .
هامش
( 1 ) . لفظ « اقدم » در اسفار نيامده است و اگر حذف شود بهتر است ، چون فرض بر آن است كه ممكن پست‌تر علت‌ِممكن شريف‌تر مىباشد و علت بر معلول خود تقدم دارد . آرى ، از آن جهت كه موجود اشرف ، در سلسلهء وجود ، مقدم بر موجود اخس است ، اين نتيجه به دست مىآيد ، امّا اين عين مدعاست