حقيقت و رقيقت خواهد بود .
[ 13 ] آرى ، قاعدهء امكان اشرف در مورد غايات عالى و مراتب وجودى مجردى كه برخى از انواع مادى - مانند انسان - دارند ، جارى مىشود ، زيرا ثبوت اين مراتب براى صاحبان آن غايات به حمل شايع با برهان اثبات شده است و البته نيل به اين مراتب مشروط به بر طرف شدن موانع طبيعى است .
[ مؤلف بزرگوار در بند اخير براى قاعدهء امكان اشرف تعميمى قائل مىشود كه شايد با تعريفى كه پيش از اين براى آن ذكر شد ، چندان سازگار نباشد . حاصل سخن ايشان آن است كه بر اساس حركت جوهرى اثبات مىشود كه عالم ماده با يك حركت استكمالى به طور مستمر ، قواى خود را به فعليت مىرساند و اين حركت سرانجام به نقطهاى پايان مىيابد كه همهء كمالاتى كه براى هر نوع ممكن است ، در آن به فعليت رسيده باشد ، البته اگر موانع سدّ راه نشود . در ميان انواع مادى ، برخى از آنها مانند انسان ، داراى غايت مجرد و عقلى است و لااقل برخى از افراد انسان به اين غايت دست خواهند يافت . اين غايات مجردْ از طرفى ، شريفتر از فرد مادى نوع است و از سوى ديگر ، به حمل شايع بر آن حمل مىگردد . بنابر اين ، از اين طريق مىتوان وجود موجوداتى مجرد براى برخى از انواع مادى را كه ماهيتشان همان ماهيت افراد مادى است ، به اثبات رساند . ]
2 - قاعدهء امكان اشرف « 1 » تنها در مورد مجردات جارى مىگردد ، چرا كه در عالم مجردات ، مزاحم و مانعى در برابر اسباب وجود ندارد تا از تحقق آن چه اقتضا دارند ، بازشان دارد . اما در مورد امور مادى ، اين قاعده جارى نمىشود ، زيرا صرف اقتضا سبب و ممكن بودن ماهيت ، براى تحقق امور مادى كفايت نمىكند و چه بسا مانعى بر سر راه سبب قرار گيرد و از تأثير آن جلوگيرى كند .
هامش
( 1 ) . مقصود تعميمى است كه در بند اخير نسبت به قاعده دادند ؛ يعنى نمىتوانيم بگوييم هر موجود مادى لزوماً بايدبه كمال و غايت خودش برسد ، صرفاً به خاطر اين كه آن كمال ، اشرف از اين فردِ در حال حركت است