موجودات داراى آثار ويژهاى مىباشد ، وجود صورت نوعيه را اثبات مىكند ، چون اين آثار نيازمند موضوعى است كه مقوّم و منشأ صدور آنها باشد . « 1 » بنابر اين ، مبدأ قريب براى آثار و افعال هر نوع ، همان صورت نوعيه آن است .
[ 8 ]
دليل سوم :
قاعدهء امكان اشرف ، وجود چنين ارباب انواعى را اثبات مىكند .
اين قاعده ، كه در جاى خود برهانش بيان شده ، مىگويد : « هر گاه شىء ممكنى تحقق يابد كه كمالات وجوديش كمتر از شىء ممكن ديگر است ، آن ممكن شريفتر بايد پيش از او موجود باشد . »
[ اين قاعده كبراى استدلال بود و امّا صغراى آن : ] بىشك انسانى كه همهء كمالات انسانى در آن فعليت دارد ، وجودش شريفتر از انسان مادىاى است كه بيشتر كمالات انسانى در او بالقوه بوده و هنوز فعليت نيافته است .
بنابر اين ، وجود انسان مادى دليل بر آن است كه مثال عقلى انسان در مرتبهء پيشين تحقق يافته است . به همين شكل ، افراد مادى هر نوع مادى دليل بر وجود پيشين ربّالنوع آن افراد مىباشد . اين ربّ النوع در واقع فردى از نوع است كه از آغاز وجودش مجرد بوده و همهء كمالات نوع را بالفعل دارا مىباشد . اين فرد مجرد ، ديگر افراد نوع را تدبير و قواى آنها را به فعليت مىرساند .
بررسى دليل سوّم :
قاعدهء امكان اشرف در صورتى جارى خواهد بود كه دو موجود ممكن پستتر و شريفتر در يك ماهيت نوعى داخل باشند ، تا وجود فرد پستتر يك ماهيت دليل بر وجود فرد شريفتر همان ماهيت باشد . امّا صرف صدقِ يك مفهوم [ / يك كمال وجودى ] بر يك شىء ، دليل بر اين نيست كه آن شىء حقيقتاً فردى از آن مفهوم مىباشد ؛ چنان كه علت هستى بخش همهء كمالات معلول خود را ، كه هويت معلول را تشكيل مىدهد ، واجد است ، با اين همه ، لزومى ندارد ماهيت
هامش
( 1 ) . اين مطلب با تفصيل بيشتر در فصل هفتم از مرحلهء ششم گذشت . ( ج 1 ، ص 359 - 356 )