در صورت اوّل ، نمىتوان به قاعدهء ياد شده در محل بحث تمسك كرد ، زيرا نهايت چيزى كه در اين جا مىتوان گفت ، آن است كه « نوع » بر شىء مجرد مورد نظر صدق مىكند ، امّا صرف صدق نوع بر آن ، اقتضا نمىكند كه آن مجرد ، فردى براى آن نوع باشد ؛ چه ممكن است آن مجرد از نوع ديگرى باشد و حمل مذكور حمل حقيقت و رقيقت بوده باشد . بنابر اين ، قاعده جارى نخواهد بود .
و در صورت دوم ، اگر چه قاعده در محل بحث جارى مىشود ، امّا نهايت چيزى كه اثبات مىكند ، يك موجود مجرد واجدِ كمالات نوع است ؛ امّا اين كه موجود مجرد ياد شده فردى از ماهيت آن نوع است ، با اين قاعده اثباتپذير نيست . « 1 » ]
[ 10 ]
يادآورى
قاعدهء امكان اشرف مىگويد : مرتبهء وجودى ممكن شريفتر بايد پيش از ممكن پستتر و مقدم بر آن باشد ؛ از اين رو ، ممكنى كه شريفتر است بايد قبل از ممكن پستتر تحقق يافته باشد . اين قاعده مورد توجه گروهى از حكما قرار گرفته و مطالبى چند از آن استنتاج كردهاند . صدرالمتألهين قدس سره در بيان دليل اين قاعده مىگويد :
هامش
( 1 ) . كلام مؤلف قدس سره در اين قسمت خالى از ابهام نيست و آن چه آورديم با ظاهر كلام ايشان هماهنگى بيشترى دارد ، تا آن چه استاد مصباح در تعليقهء على نهاية الحكمه ، شماره 468 در بيان اين قسمت آوردهاند ، اگر چه مطلب ايشان فى نفسه صحيح و اشكالى وارد بر تمسك به قاعدهء امكان اشرف براى اثبات مدعاى مورد نظر مىباشد ، اما سخن در استفادهء آن از كلام مؤلف است . ايشان مىگويد : « حاصل اشكال مؤلف آن است كه در موضوع قاعدهء امكان اشرف يا شرط مىشود كه ممكن شريفتر و پستر ، دو فرد از يك ماهيت باشند ، يا چنين شرطى نمىشود . در صورت نخست ، صحت قاعده را نمىپذيريم . چه برهانى كه براى اثبات آن اقامه شده ، نمىتواند اين شرط را اثبات كند . زيرا نتيجهاى كه از آن برهان به دست مىآيد آن است كه « بايد در مرتبهاى مقدم بر مرتبهء موجود پستتر ، ممكن شريفتر وجود داشته باشد . » امّا اين كه موجود شريفتر بايد فردى از ماهيت موجود پستتر باشد ، از آن به دست نمىآيد . و در صورت دوم ، وجود ارباب انواع را نمىتوان يا تمسك به آن قاعده اثبات كرد ، بلكه تنها چيزى كه اين قاعده اثبات مىكند آن است كه موجودى شريفتر كه همهء كمالات موجود پستتر را به نحو كاملتر واجد است ، تحقق دارد ، اگر چه در ماهيت آن موجود پستتر مندرج نباشد . و لذا اين موجود مىتواند همان عقل فعال باشد . »