براى روشن شدن اين استدلال بايد به اين نكته توجه كرد كه علاقهء عليت ميان دو شىء يا واجب است و يا ممتنع و شق سومى ندارد ، زيرا علاقهء عليت يك علاقهء ذاتى است و لذا امكان اين علاقه برابر با وجوب آن مىباشد . بنابر اين ، اگر علت بودنِ يك شىء براى موجودِ اخس ، ممكن باشد ، اين عليت واجب و ضرورى خواهد بود . ]
* * * [ 12 ]
از استدلالهاى ياد شده دو مطلب نتيجه مىشود :
1 - هر گاه در مقايسهء دو كمال وجودى ، يكى پستتر از ديگرى باشد ، كمال وجودى شريفتر و شديدتر ، پيش از كمال وجودى پستتر و ضعيفتر موجود خواهد بود ؛ مانند دو مرتبه از وجود كه يكى شديدتر از ديگرى است ؛ اين مطلب اختصاص به مواردى ندارد كه ماهيتِ ممكن اشرف و اخس يكى است ، بلكه حتى اگر ماهيت آن دو متفاوت باشد ، نيز جارى مىشود ؛ مانند عقل اول و عقل دوم .
در صورتى كه ممكن پستتر ، فرد مادىِ يك ماهيت باشد ، قاعدهء ياد شده فقط اثبات مىكند كمالى كه مسانخ با آن فرد و شديدتر از آن است ، در مرتبهء مقدم بر آن موجود مىباشد ، امّا اين نتيجه را نمىدهد كه كمال شديدتر ، فردى براى همان ماهيت است ، زيرا اين احتمال وجود دارد كه كمال شديدتر يكى از كمالات موجود در علتى باشد كه داراى جهات كمالى متعددى است ؛ به عنوان مثال ، انسانْ فرد مادى اى دارد كه واجد درجهء پايينى از كمال است و در مرتبهء بالاتر ، كمال انسانى شريفتر و از هر جهت مجرد وجود دارد . اما نمىتوان نتيجه گرفت كه آن كمالِ شريفتر به حمل شايع انسان است . چه ، ممكن است آن كمال يكى از كمالهاى متعددى باشد كه علت هستى بخش واجد آن است ؛ در اين صورت ، حمل انسان بر آن كمال برتر ، حمل