3 - اشرف اصلًا از واجب تعالى صادر نشود . فرض نخست مستلزم آن است كه از واحد ، كثير صادر شود و فرض دوم مستلزم آن است كه اخس ، علتِ اشرف باشد و فرض سوّم مستلزم آن است كه اشرف نيازمند علتى برتر از واجب تعالى بوده باشد و اين محال است و يا آن كه وجودش ممتنع باشد و اين بر خلاف فرض است . ]
* * * [ 11 ] دليل روشنترى نيز مىتوان براى اثبات قاعدهء « امكان اشرف » اقامه كرد و آن اين كه : شرافت و پستى ياد شده دو صفت براى وجود است و بازگشتش به شدت و ضعفِ مرتبهء وجودى شىء مىباشد و در حقيقت به عليت و معلوليت باز مىگردد .
شريف بودن يك موجود نسبت به موجود ديگر ، به آن است كه موجود شريفتر ، مستقل و فى نفسه باشد و موجود پست ، رابط و متكى به غير و موجود فى غيره بوده باشد ، زيرا هر يك از مراتب وجودْ متقوم به مرتبهء بالاتر و وابسته به آن است و در عين حال مقوّم مرتبهء پايينى و شريفتر از آن بوده و نسبت به آن مرتبه ، موجودى مستقل به شمار مىرود .
حال اگر دو ممكن را در نظر بگيريم كه يكى شريفتر و ديگرى پستتر باشد ، لاجَرَم ممكن شريفتر بايد در مرتبهء وجودىِ مقدم بر ممكن پستتر موجود باشد و گر نه ممكنِ پستتر نسبت به ممكنِ شريفتر ، مستقل و غير رابط بوده و وابستهء به آن نخواهد بود ، حال آن كه بنابر فرض ، رابط و متقوم به آن است . پس خلاف فرض مىآيد .
[ حاصل اين دليل آن است كه عليت ، يك علاقهء ذاتى است ميان وجود رابط و وجودى كه نسبت به آن مستقل مىباشد و بازگشت اين مطلب به همان تشكيك خاصى در مراتب وجود است . با توجه به اين مطلب ، اگر ممكن اشرف در مرتبهء مقدم بر ممكن اخس تحقق نيابد ، وجودش فاقد علت مباشر خواهد و اين به معناى استقلال اخس از علت مباشر است .
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤١٨