تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
استعدادهاى آنها را به فعليت مىرساند . « 1 » حكماى اشراقى بدين نظريه گرايش دارند و شيخ اشراق بدان قايل شده و صدرالمتألهين نيز آن را پذيرفته است . براى اثبات « ارباب انواع » ادله‌اى اقامه شده كه به بررسى آن مىپردازيم . [ 6 ]

بررسى ادله اثبات « ارباب انواع »

دليل اول :

قوا و نيروهاى نباتى ، كه مبدأ تغذيه ، رشد و توليد مثل نبات است ، يك سرى اعراض فاقد علم و آگاهى « 2 » است كه در جسم موضوع خود حلول كرده و در اثر تغيير و زوال آن جسم ، دست خوش تغيير شده و يا زايل مىگردد و لذا هرگز نمىتوان اين نيروها را مبدأ پيدايش تركيب‌هاى شگفت آور گياهان دانست و افعال متنوع و نقش و نگارهاى زيبا و چشم نوازى كه در آن مشاهده مىشود . و نيز نظام دقيق و استوار حاكم بر آن ، كه عقل آدمى را حيران مىسازد ، همه را به اين نيروهاى فاقد شعور استناد داد . پس لاجرم بايد يك جوهر عقلى مجرد وجود داشته باشد كه عنايت و اهتمام به آن نوع داشته ، امورش را تدبير كند و آن را به سوى كمالات وجوديش رهنمون گردد .

بررسى دليل اول :

اين دليل ، [ اولًا تام نيست ، زيرا تنها وجود يك مدبر عالم و با شعور را اثبات مىكند ، اعم از آن كه مجرد عقلى باشد يا مثالى ، در حالى كه مدعا ، اثبات يك عقل مجرد در ازاى هر نوع مادى است . ثانياً ] بر فرض آن كه تام باشد ، اثبات مىكند كه افعال شگفت آور و نظام حاكم بر آن سرانجام به يك جوهر عقلى برخوردار از علم و آگاهى مىرسد ، اما اين را كه امور ياد شده مستقيماً و بدون واسطه
هامش
( 1 ) . ر . ك : بدايةالحكمة ، فصل دوازدهم از مرحلهء دوازدهم ( 2 ) . اين قوا ، اگر چه قواى صورت نوعيهء نبات است و لذا به نظر مىرسد كه بايد جوهر باشند ، اما بايد توجه داشت كه‌حكماى اشراقى صورت‌هاى نوعى را به طور كلى عرض مىدانند و لذا اين قوا را نيز طبعاً يك سرى اعراض حال در جسم به شمار مىآورند