فصل بيستمعالم عقلى و نظام آن و چگونگى پيدايش كثرت در آن
[ 1 ]
صادر اول و ويژگىهاى آن
در بحثهاى علت و معلول گذشت كه از علت واحد جز معلول واحد صادر نمىشود . و چون واجب تعالى واحد و از هر جهت بسيط است و هيچ نحوه كثرتى ، خواه كثرت عقلى [ مانند تركيب از وجود و ماهيت و تركيب از جنس و فصل ] و خواه كثرت خارجى [ مانند تركيب از ماده و صورت و تركيب از اجزاى مقدارى ] در او راه نداشته و همهء كمالات وجودى را به نحو تفصيلِ درعين اجمال « 1 » دارا مىباشد ، لذا تنها يك وجود واحد از او صادر تواند شد . و از آن جا كه ميان علت و معلول سنخيت برقرار است ، وجود صادر شده از واجب تعالى ، بسيط و واجد همهء كمالهاى وجودىِ [ ممكن ] است و از هر جهت بالفعل و منزه از هر قوه و استعدادى مىباشد .
[ زيرا لزوم مسانخت ميان علت و معلول حكم مىكند كه هر گاه علت قوىترى علتْ بود ، معلول نيز قوىترين معلول خواهد بود . چه قوت و ضعف علت به معلول خود سرايت مىكند . ]
هامش
( 1 ) . مقصود از « تفصيل » جامع بودن وجود واجب نسبت به همهء كمالات وجودى است و مراد از « اجمال » بساطتوجود واجب تعالى مىباشد . بنابراين ، معناى عبارت آن است كه وجود بسيط واجب تعالى جامع همهء كمالات است