[ 3 ]
نتايج بحث
از مطالب ياد شده اين نتايج به دست مىآيد :
1 - عالمهاى سه گانهء ياد شده ترتب وجودى بر يك ديگر داشته ، مرتبهء برخى مقدم بر مرتبهء ديگرى است ؛ بدين صورت كه : عالم عقل پيش از عالم مثال و عالم مثال پيش از عالم ماده مىباشد و البته اين تقدم و تأخر ، از نوع وجودى است و نه زمانى .
توضيح اين كه : فعليت محض و صرف كه هيچ شائبهاى از قوه در آن نبوده و هيچ آميزهاى از استعداد در آن نيست ، از جهت وجودى ، قوىتر و شديدتر است از آن چه قوهء محض است ؛ مانند هيولاى اولى و يا قوه و استعداد يا وجود آن در آميخته است ؛ هم چون طبيعتهاى مادى . بنابر اين ، عالم عقل و مثال ، تقدم وجودى بر عالم ماده دارند .
[ توضيح اين كه : اعدام و نقائص در عالم ماده بيشتر است . در عالم ماده پراكندگى در زمان و مكان وجود دارد و به هر اندازه پراكندگى و تفرق بيشتر و وجود ، گسستهتر باشد ، مرتبهء آن وجود پايينتر و ضعيفتر خواهد بود . به عكس هر چه جمعيت و بساطت بيشتر باشد ، شدت وجود بيشتر خواهد بود . موجود مادى ، موجودى است كه دو آنِ وجوديش با هم و نيز همهء اجزايش در يك جا جمع نمىشود و اين نشانهء ضعف وجود آن مىباشد . بر خلاف موجودات مثالى و عقلى ، كه اين پراكندگى و گسستگى را ندارند . ]
عقل مفارق و مجرد از ماده و خواص ماده ، نسبت به مثال كه خواص ماده را واجد است - اگر چه خود ماده را ندارد - حدود و قيودِ وجودىِ كمترى داشته و وجودش گستردهتر و ذاتش بسيطتر است و - چنان كه مىدانيم - وجود هر چه گستردهتر ، بسيطتر و محدوديتش كمتر باشد ، از تقدم ، پيشينى و برترى بيشترى در سلسلهء حقيقت وجود برخوردار بوده و به بالاترين مرتبهء هستى ، كه مبدأ همهء هستى است ،