[ 9 ]
برهان دوم بر تجرد صورتهاى علمى
دليل ديگر بر تجرد صورتهاى علمى آن است كه : اگر صورتهاى علمى امورى مادى باشد ، داراى خواص و ويژگىهاى امور مادى خواهد بود ، خواصى كه ملازم با امور مادى و غير قابل انفكاك از آن است . اين ويژگىها كه در هر امر مادى يافت مىشود ، عبارتند از : انقسام ، زمان و مكان .
[ هر امر مادى ، خواه جوهر باشد و خواه عرض ، قابل انقسام مىباشد ؛ يعنى مىتوان آن را به دو يا چند جزء ديگر تبديل كرد ؛ به گونهاى كه كل آن ديگر باقى نماند .
اين قابليت انقسام در مورد كم ، اولًا و بالذات است و در مورد جوهر جسمانى و ساير اعراض آن ، ثانياً و بالتبع مىباشد . همچنين هر امر مادى - از آن جا كه پيوسته در حال تغيير و تحول بوده و داراى يك وجود سيال و تدريجى است ، به ويژه بر اساس حركت جوهرى كه پيش از اين به اثبات رسيد - وجودش مقيد به زمان و منطبق بر زمان مىباشد و سرانجام هر امر مادى قابل اشارهء حسى است و مىتوان آن را به مكان خاصى نسبت داد . اينها ويژگىهاى مشترك ميان همه امور مادى است ، امّا صورتهاى علمى فاقد همهء اين ويژگىها هستند . ]
اولًا : علم ، از آن جهت كه علم است ، نمىتواند مثلًا دو نيم و يا سه قسمت گردد .
[ اين حقيقت در مورد صورتهاى عقلى و نيز معانى جزيى روشن و واضح است . در مورد صورتهاى مقدارى نيز توضيحش آن است كه وقتى فىالمثل تصوير چوب يكمترى را در ذهن خود به دو نيم تقسيم مىكنيم ، در حقيقت دو صورت علمى ديگر را در كنار آن صورت نخستين به وجود آوردهايم ، نه آن كه صورتى كه از چوب يكمترى داريم به دو صورت ذهنى كوچكتر تقسيم شده باشد . به شهادت آن كه ما پس اين عملِ به ظاهر تقسيم ، اين دو نيمه را با آن كل مقايسه و حكم مىكنيم كه مثلًا مجموع اين دو نيمه مساوى است با آن كل ، پيش از آن كه تقسيم شود ؛ اين حكم و