تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
مىكند ؛ آن جا كه مىگويد : « لكن للنفس علمٌ حضورىٌ بنفسها تنالُ به نفسَ وجودِها الخارجىِّ و تشاهدهُ ؛ فتأخُذُ من معلومِها الحضورىِّ صورةً ذهنيةً ؛ كما تأخذُ سائر الصورِّ الذهنيةِ من معلوماتٍ حضوريةٍ ، على ما تقدِّم » . « 1 » عبارت « على ما تقدم » ممكن است اشاره به مطلبى باشد كه مؤلف در همين قسمت درصدد بيان آن است ؛ بنابراين ، مقصود او قدس سره از منتهى شدن همهء علوم حصولى به علوم حضورى در اين جا آن است كه همهء علوم حصولى و صورت‌هاى ذهنى ما از علوم حضورى برگرفته شده است ؛ علوم حضوريى كه به موجودات مجرد مثالى و يا عقلى تعلق مىگيرد . بنابر تفسير فوق ، چند فرق اساسى ميان نظر بدوى و نظر عميق در مسئله وجود خواهد داشت : الف : بنابر نظر بدوى ، در علم حصولى دو چيز وجود دارد : يكى صورت ذهنى كه معلوم بالذات است و ديگرى وجود خارجى متعلق به ماده ، كه معلوم بالعرض مىباشد . امّا بنابر نظر عميق ، سه چيز وجود دارد : يكى صورت ذهنى كه معلوم بالذات است ؛ دوم جوهر مجرد مثالى و يا عقلى كه معلوم به علم حضورى مىباشد و سوم وجود خارجى متعلق به ماده . ب : بنابر نظر بدوى ، صورت ذهنى از موجود خارجى - كه همان معلوم بالعرض است - انتزاع مىگردد ، امّا بنابر نظر عميق ، صورت ذهنى از جوهر مجرد مثالى و يا عقلى به دست مىآيد . ج : بنابر نظر بدوى ، پاره‌اى از علم‌هاى حصولى از علوم حضورى به دست مىآيد ؛ مانند علم به ماهيت نفس و صفات آن ، و پاره‌اى ديگر از علوم حضورى به دست نمىآيد ؛ مانند علم به اشياى بيرون از وجود نفس خود . امّا بنابر نظر عميق ، همهء علوم
هامش
( 1 ) . ر . ك : همين نوشتار ، ص 79