تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
طول فاعليت انسان است ، نه در عرض آن ، تا دافع يك ديگر باشند و با هم جمع نشوند . * * * [ 6 ] و امّا پاسخ اين سخن كه : « چگونه فعل اختيارى انسان مىتواند متعلق ارادهء واجب تعالى باشد » آن است كه ارادهء واجب تعالى به اين تعلق مىگيرد كه : « انسان با اختيار و خواست خودش افعال خاصى را انجام دهد » نه آن كه ارادهء او به فعل به طور مطلق و بدون تقيّد به اختيار و خواست آدمى تعلق گرفته باشد . بنابراين ، [ با تعلق ارادهء واجب تعالى به فعل اختيارى انسان ، ] اختيار آدمى بيهوده نشده و ارادهء انسان بى اثر نمىگردد . افزون بر آن كه : بيرون بودن افعال اختيارى از گسترهء قدرت واجب تعالى - به گونه‌اى كه آن چه ارادهء او بر انجامش تعلق گرفته ، تحقق نيابد و آن چه ارادهء او بر تركش تعلق گرفته ، تحقق يابد - به معناى مقيد بودن قدرت مطلق واجب تعالى ، كه عين ذات اوست ، مىباشد و برهانى [ كه براى اثبات مطلق بودن اين قدرت و شمول و فراگيرى آن اقامه شد ] آن را ردّ مىكند . علاوه بر آن كه : برهان ما را به اين نتيجه رهنمون مىسازد كه ايجاد و هستى بخشى ويژهء واجب تعالى است و او را شريكى در اين امر نيست . و چه نيكوست سخن صدرالمتألهين در اين بحث ، آن جا كه مىگويد : « بى ترديد عقيدهء كسانى كه هر يك از مردم را خالق افعال خود دانسته و آنان را در به وجود آوردن افعالشان مستقل مىپندارند ، به مراتب زشت‌تر و قبيح‌تر از عقيدهء كسانى است كه بت‌ها و ستارگان را شفيعان نزد پروردگار مىدانند . » « 1 » [ و اين به خاطر آن است كه اين عقيده ، يعنى عقيده به تفويض و به خود وانهاده بودن انسان در كارهايش ، مستلزم اعتقاد به شريك بودن
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 370