تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
استنادش به فاعلى كه موضوع آن است [ ؛ يعنى فاعلى كه مجراى فيض است ، و فيض از طريق آن صادر مىشود ] ؛ مانند انسان ندارد ، چه فاعليت واجب تعالى در طول فاعليت موضوع فعل است ، نه در عرض آن . [ توضيح اين كه : تأثير چند علت در پيدايش يك پديده ، به چند صورت تصور مىشود : 1 - چند علت با هم و در كنار يك ديگر تأثير كنند ؛ مانند اين كه اجتماع بذر و آب و حرارت و . . . موجب شكفتن بذر و روييدن گياه مىشود . 2 - هر يك از آنها متناوباً مؤثر باشد ؛ به طورى كه طول عمر پديده بر تعداد آنها تقسيم شود و هر بخشى از آن ، معلول يكى از عواملى باشد كه به نوبت ، تأثير خود را مىبخشند ؛ چنان كه چند موتور على التناوب روشن شوند و موجب ادامهء حركت هواپيما گردند . 3 - تأثير آنها مترتب بر يك ديگر باشد ؛ چنان كه در برخورد چند توپ با يك‌ديگر يا در تصادفات زنجيره‌اى ملاحظه مىشود . نمونهء ديگر آن تأثير ارادهء انسان در حركت دست و تأثير دست در حركت قلم و تأثير قلم در پيدايش نوشته است . 4 - تأثير مترتب چند عامل طولى ؛ به گونه‌اى كه وجود هر يك از آنها وابسته به وجود ديگرى باشد . بر خلاف فرض قبلى كه وجود قلم ، وابسته به وجود دست نبوده و وجود دست هم وابسته به ارادهء انسان نبود . در همهء اين صورت‌ها اجتماع چند علت براى پيدايش معلول واحد ، ممكن بلكه لازم است . و عليت واجب تعالى و انسان نسبت به افعال اختيارى انسان از همين قسم اخير مىباشد ، زيرا وجود انسان و ارادهء او وابسته به واجب تعالى است . بنابر اين ، استناد وجود افعال اختيارى انسان به واجب تعالى منافاتى با استناد آنها به خود وى ندارد ، چون اين استنادها در طول يك ديگرند و تزاحمى با هم ندارند . تنافى در جايى