ترتيب اراده ، ايجاب ، وجوب ، ايجاد و نهايتاً وجود مىباشد - و يا از حضور علت تام فعل ؛ چنان كه هنگامى كه فاعل را در حال فراهم كردن اسباب فعل به قصد انجام آن فعل مشاهده مىكنيم ، مىگوييم : ارادهء فاعل به انجام آن فعل تعلق گرفته است .
[ حاصل آن كه به دو لحاظ مىتوان اراده را از فعل واجب تعالى انتزاع نمود .
نخست : بدين لحاظ كه فعلى است كه نه در اثر اجبار و الزام يك عامل بيرونى ، بلكه با اختيار و رضايت واجب تعالى تحقق يافته و تحقق چنين فعلى از لوازم اراده به معناى حقيقى آن مىباشد . بدين صورت وقتى عقل ، فعل خداوند را در نظر گرفته و صدور آن را از روى علم و اختيار مىبيند ، از آن صفت اراده را انتزاع مىكند . پس عقل از اصل تحقق آن فعل ، مفهوم « وجود » و از اين كه وجود امكانى مأخوذ از غير است ، مفهوم « ايجاد » و از اين كه شىء تا واجب نگردد ايجاد نمىشود ، مفهوم « وجوب » و از اين كه وجوب بالغير مستند به علت مىباشد ، « ايجاب » را انتزاع مىكند ؛ و چون اين ايجاب از روى رضايت و اختيار است نه اجبار و الزام ، مفهوم « اراده » از آن انتزاع مىگردد . با توجه به اين تحليل عقلى است كه گفته مىشود : واجب تعالى ابتدا فعل را اراده مىكند ؛ آن گاه آن را ايجاب مىكند ؛ پس فعل وجوب مىيابد ؛ آن گاه ايجاد مىشود ، پس موجود مىگردد .
دوم : بدين لحاظ كه علت تامهء فعل حضور دارد . توضيح اين كه اراده نزد ما جزء اخير علت تامه است ؛ لذا با تحقق آن ، فعل تحقق مىيابد . بنابراين ، يكى از لوازم اراده حضور علت تامه و تحقق آن مىباشد و مىتوان با توجه به همين ملازمه ، وصف اراده را انتزاع نمود . ]
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣٤