تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
گشت - صفات به دست آمده از مقام فعل ، متكى به فعل بوده ، با حدوث فعل حادث مىگردد و از ذات واجب ، كه قديم بالذات است ، تأخر ذاتى دارد و از اين‌رو ، امكان ندارد ذات واجب تعالى بدان‌ها متصف گردد ، خواه اين اتصاف به نحو عينى باشد ، [ يعنى وصف عين موصوف باشد ] و خواه به نحو عروض باشد ، [ يعنى وصف زايد بر موصوف باشد ] ؛ مگر آن كه در معناى آن توسعه داده شود و لوازم معناى حقيقى و آثار مترتب بر آن قصد شود . به عنوان مثال ، رحمت نزد ما تأثر و انفعال نفسانى خاصى است كه در اثر مشاهدهء شخص درمانده‌اى كه نيازمند كمالى چون عافيت ، سلامتى و ادامهء حيات است ، در نفس حادث مىگردد و باعث مىشود كه راحم [ ، شخصى كه در او اين انفعال پديد آمده ] نياز و كمبود شخص درمانده را بر طرف سازد و اين اثرى است كه بر آن وصف نفسانى مترتب مىگردد . « رحمت » از يك سو ، صفت پسنديده و كمال محسوب مىشود ، از سوى ديگر ، يك نوع انفعال و اثر پذيرى است كه بر واجب تعالى محال و ممتنع مىباشد ؛ لذا او هرگز به رحمت ، به معناى حقيقى اش ، متصف نمىگردد . امّا [ مىتوان در معناى رحمت توسعه داد و ] مثلًا از بر طرف شدن نياز نيازمند و غنى گشتن فقير ، مفهوم رحمت را انتزاع نمود ، چرا كه اين امور از لوازم و آثار مترتب بر رحمت است . از سوى ديگر ، بر طرف شدن نياز و غنى شدن ، كه مفهوم رحمت بر آن اطلاق شد ، نسبتى به واجب تعالى دارد ، [ زيرا فاعل حقيقى اين فعل اوست ] و بدين لحاظ از آن صفت « رحيم » ، به عنوان صفت فعل ، براى واجب تعالى انتزاع مىشود . ديگر صفات فعل نيز از همين قبيل است . [ 11 ] اراده‌اى كه به واجب تعالى نسبت داده مىشود نيز از مقام فعل انتزاع مىگردد ، يا « 1 » از خود فعلى كه در خارج تحقق مىيابد - در اين صورت آن فعل به
هامش
( 1 ) . اشاره است به اين كه منشأ انتزاع اين وصف ، دو چيز مىتواند باشد