واجب تعالى همان ارادهء اوست . پس واجب تعالى از آن جهت كه واجد علمى است عين ذاتش مىباشد ، مريد است . [ در يك كلمه : حيثيت اراده در او همان حيثيت علم است . ]
[ 8 ]
پاسخ :
« 1 » ما اين را مىپذيريم كه فاعل مختار اگر از نوع حيوان [ يعنى صاحب نفس متعلق به ماده ] باشد ، افعال [ اختيارى ] اش را جز از روى علم به مصلحت فعل و ارادهاى كه به صورت كيف نفسانى است ، انجام نمىدهد ؛ همچنين مىپذيريم كه واجب تعالى افعالش جز از روى علم به مصلحت فعل صادر نمىشود . امّا اين مطلب را نمىپذيريم كه وجود علم واجب تعالى به مصلحت همان وجود اراده و مشيت است ، اگر چه ماهيتش كيف نفسانى نباشد . [ لذا نمىتوانيم اراده را به عنوان يك صفت ذاتى براى واجب تعالى اثبات كنيم . ] آرى مىتوانيم اراده را ، هم چون ديگر صفات فعلى ، از مقام و مرتبهء فعل واجب تعالى انتزاع كنيم ؛ چنان كه پيش از اين در بحث از صفات فعل بدان اشارت رفت و در دنبالهء بحث توضيحش خواهد آمد .
كوتاه سخن آن كه دليلى در دست نداريم كه ثابت كند مفهوم اراده بر علم واجب تعالى به نظام اصلح صدق كرده و بر آن منطبق مىشود ، زيرا مقصود از مفهوم اراده ، يا همان چيزى است كه نزد ما تحقق دارد ، كه در اين صورت يك كيف نفسانى مغاير با علم مىباشد و يا مفهوم ديگرى است كه بر علم به خير بودن فعل منطبق مىگردد ، كه در اين صورت بايد گفت : ما چنين مفهومى براى اراده سراغ نداريم . از اين رو ، پيش از اين گفتيم : قول به اين كه علم واجب تعالى به نظام احسن همان ارادهء اوست ، بيشتر به يك نام گذارى شباهت دارد .
[ 9 ] همچنين « 2 » بايد دانست كه مقايسه كردن اراده با علم - كه دربارهاش گفته
هامش
( 1 ) . مؤلف ارجمند قدس سره ابتدا قسمت دوم اشكال را كه مشتمل بر اقامهء برهان بر اثبات اراده براى واجب تعالى استپاسخ مىدهد و سپس قسمت اوّل اشكال را نقد و بررسى مىكند
( 2 ) . اين قسمت ناظر به قسمت اول سخن مستشكل است