تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
توأم با مختار بودن فاعل در آن فعل باشد ، شوق به فعل و ارادهء آن . [ بدين معنا كه قدرت در انسان حالت و چگونگى خاصى است كه با امور ياد شده تلازم دارد ، اگر چه آن امور ممكن است از حقيقت قدرت بيرون بوده و مقوّم هويت آن نباشد ؛ مانند شوق و اراده . « 1 » ]

برهان اوّل بر قدرت واجب تعالى و توضيحى دربارهء حقيقت قدرت

[ در آغاز فصل گفتيم قدرت از كمالات وجودى محسوب مىشود . و اكنون اضافه مىكنيم : ] در جاى خود ثابت شده كه هر كمال وجودى كه در عالم هست ، در مرتبهء ذات واجب تعالى موجود مىباشد . « 2 » بنابراين ، واجب تعالى عين قدرت واجبى است . [ يعنى قدرت عين ذات او مىباشد و چون ذاتش واجب است ، قدرتش نيز واجب خواهد بود . ] امّا بايد توجه داشت كه « شوق » به هيچ وجه در او راه ندارد ، چرا كه يك كيفيت نفسانى ملازم با فقدان است [ ، زيرا - چنان كه گفتيم - تفاوت شوق با حبّ در آن است كه شوق تنها در مورد كمالى صادق است كه فاعل فاقد آن مىباشد . ] و فقدان ملازم با نقصان مىباشد و واجب تعالى از هر نقصان و عدم منزه و مبراست . « اراده » نيز ، كه يك كيفيت نفسانى خاص و مغاير با علم و شوق است ، در ذات واجب راه ندارد ، چرا كه اراده يك ماهيت ممكن است و واجب تعالى از ماهيت و امكان منزه و مبراست .
هامش
( 1 ) . آن چه مقوّم قدرت است ، خواه در ممكنات و خواه در واجب تعالى ، سه امر است : 1 - مبدئيت براى فعل . 2 - علم به فعل . 3 - اختيار . چنان كه مؤلف ارجمند در خاتمهء مرحلهء نهم در تعريف قدرت حيوان گفت : « و هذه القوة الفاعلة اذا قارنت العلم و المشية سميّت قدرة الحيوان » . در همان جا مطالبى آورده شد كه مراجعهء به آنها براى روشن شدن مطالب اين فصل سودمند است ( 2 ) . اين همان مقدمهء دوم استدلال است كه پيش از اين بدان اشاره كرديم