با برهان نخست تفصيل بيشترى دارد . پس از بيان برهان دوم برخى از اعتراضات كه ممكن است در اين باره مطرح شود ، بررسى و پاسخ داده مىشود . اينك شرح مطالب : ]
قيدهايى كه در قدرت معتبر است
قدرت از جمله معانى « 1 » [ و امور قائم به غيرى ] است كه كمال وجودى به شمار مىرود . « 2 » [ براى روشن شدن معنا و ماهيت قدرت بايد توجه داشت كه : ]
اوّلًا : قدرت تنها در مورد فعل به كار مىرود نه انفعال [ ؛ يعنى قدرت فقط بر « مبدئيت براى فعل » اطلاق مىگردد . نه مبدئيت براى انفعال . بر خلاف « قوه » كه بر هر دو قابل اطلاق است . « 3 » ] انفعال و اثر پذيرىِ يك شىء از شىء ديگر ، خواه شديد باشد [ ؛ مانند انفعال موم كه به راحتى تحت تأثير نيروى خارجى به هر شكلى در مىآيد ] و خواه ضعيف [ ؛ مانند انفعال آهن كه در برابر نيروى خارجى سخت و مقاوم است ، ] قدرت ناميده نمىشود .
ثانياً : مبدئيتِ فاعل نسبت به هر فعلى « قدرت » به شمار نمىرود ، بلكه در صورتى قدرت خواهد بود كه فاعل به آن فعل ، علم و آگاهى داشته باشد . از اين رو ، مبدئيتِ فاعلهاى طبيعى كه فاقد آگاهى اند ، قدرت ناميده نمىشود . [ مثلًا در مورد آتش كه مبدأ حرارت است ، گفته نمىشود : آتش قادر بر ايجاد حرارت مىباشد . ]
ثالثاً : در مورد هر فعلى كه فاعلش از آن آگاه است و علم به آن دارد ، « قدرت » اطلاق نمىشود ، بلكه فقط در مورد فعلى به كار مىرود كه اولًا فاعل به آن علم دارد ؛ ثانياً :
علم فاعل به آن فعل ، او را بر انجامش برانگيخته است . بنابراين ، مبدأ و مصدر بودن
هامش
( 1 ) . مقصود از « معنا » در اين جا « مفهوم » نيست ، بلكه مقصود ، « امر قائم به غير » كه همان « صفت » است ، مىباشد
( 2 ) . اين جمله مقدمهء اول برهان را تشكيل مىدهد و مقدمهء دوم بعداً به آن ضميمه مىشود
( 3 ) . ر . ك : آغاز مرحلهء نهم