تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
است ؛ همچنين مستلزم آن است كه ذات واجب ، از حيثيات متغاير و متكثر تركيب يافته باشد و ذات او برتر و منزه از چنين امورى است . امّا اين صفات ، از آن جهت كه اصل و ريشه‌اى در ذات واجب دارند كه منشأ همهء كمالات و خيرات است ، حقيقتاً بر ذات واجب تعالى صدق مىكنند ؛ چه ، واجب تعالى به گونه‌اى است كه هر كمال ممكنى در جايگاه ويژهء خود ، قائم به او مىباشد . « 1 » پس واجب تعالى به گونه‌اى است كه هرگاه چيزى ممكن گردد ، آن را اراده مىكند او است و هر گاه چيزى را اراده كند ، ايجادش مىكند و هرگاه آن را ايجاد كند ، مىپروراندش و هرگاه آن را بپروراند ، كاملش مىگرداند و به همين ترتيب . پس براى واجب تعالى ، وجوب و قدمِ او است و براى اشيا ، امكان و حدوثشان . [ حاصل آن كه : صفات فعل ، اگر چه در واقع صفات فعل‌اند و حقيقتاً نبايد صفات واجب تعالى به شمار آيند و اسناد آنها به واجب تعالى فقط به اعتبار نسبتى است كه فعل به ذات او دارد ، امّا اين صفات ، اصل و ريشه‌اى دارندكه ذات واجب حقيقتاً بدان متصف مىباشد ، زيرا اصل و ريشهء اين صفات همان « قدرت » است كه از صفات ذاتى واجب تعالى است . واجب تعالى به گونه‌اى است كه اگر مخلوقى باشد ، او خالق آن است و اگر رزقى وجود داشته باشد ، او رازقش است و به همين ترتيب . اينها همه از صفات ذاتى واجب است و جامع همهء اين صفات ، همان صفت « قدرت » مىباشد . ]
هامش
( 1 ) . اين صفت ، اصلِ صفت « قيوم » كه دربردارندهء تمام صفات فعل است مىباشد ؛ لذا اين صفت ، يك صفت ذاتى است كه اصل تمام صفت‌هاى فعلى به شمار مىرود و بازگشت آن به « قدرت » است