[
رأى ششم :
] از كلمات برخى از ايشان نيز اين رأى به دست مىآيد كه : صفات ذاتى ، عين واجب تعالى است ، اما همهء اين صفات به يك معنا بوده و الفاظشان مترادف است . [ يعنى واجب تعالى يك صفت دارد كه با الفاظ متعددى از آن حكايت مىشود . ]
[ 5 ]
رأى صحيح دربارهء صفات ذاتى
رأى صحيح همان قول نخست است . زيرا - چنان كه در جاى خود مبرهن گشته - واجب بالذات ، علت تامهاى است كه هر موجود ممكنى ، بدون واسطه و يا با يك يا چند واسطه ، به دو منتهى مىگردد ؛ بدين معنا كه حقيقت واجبى خودش علت همهء موجودات امكانى است . و نيز در جاى خود ثابت شد كه علت ، در مقام و مرتبهء عليت خود همهء كمالات معلول را به گونهاى برتر و شريفتر دارا مىباشد . بنابراين ، واجب بالذات هر كمال وجودى مفروضى را در خود دارد .
افزون بر آن كه : واجب تعالى وجود صرف بوده و هيچ عدمى در او راه ندارد [ و اين خود دليل ديگرى است بر اين كه ذات واجب ، واجد همهء كمالات وجودى مىباشد . ]
از سوى ديگر ، « 1 » در گذشته به اثبات رسيد كه وجود واجب تعالى ، يك وجود صرف ، بسيط و داراى وحدت حقه است . پس جهات متعدد و حيثيات متغاير در ذات واجب راه ندارد . بنابراين ، هر كمال وجودىِ مفروضى در واجب تعالى ، عين ذات واجب و عين كمال مفروض ديگر خواهد بود . لذا ، صفاتى ذاتى واجب تعالى ، در مفهوم اختلاف و كثرت دارند ، امّا در مصداق و وجود خارجى يكى بيش نيستند . و اين همان نتيجهء دل خواه ما است .
هامش
( 1 ) . تا اين جا ثابت شد كه واجب تعالى همهء كمالات وجودى را در خود دارد و در اين قسمت اين مطلب اثباتمىشود كه همهء اين كمالات مصداقاً عين يك ديگر و عين ذات واجب تعالى هستند و با انضمام اين دو مطلب ، قول نخست ثابت مىشود