تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
ماهيت مورد نظر با همان وجود خارجىاش به ذهن آمده است . امّا نمىتوان گفت كه يك ماهيت شخصى به دو وجود موجود شده است ، زيرا وحدت و كثرتِ ماهيت تابع وجود آن مىباشد و ماهيت با نظر به خودش نه واحد است و نه كثير . صورت دوم نيز خلف فرض مىباشد ، زيرا بنابر فرض ، وجود خارجى شىء نزد ما حضور ندارد . بلكه مقصود از عبارت : « انها تحضر عندنا بماهياتها بعينها » « 1 » آن است كه آن چه نزد ما حاضر مىشود شبح اشياى خارجى نيست ، كه از جهت ماهيت مغاير با آن باشد و در عين حال نوعى حكايت از آن داشته باشد ، بلكه چيزى به ذهن مىآيد كه در عين مغايرت شخصى ، وحدت نوعى با ماهيت خارجى دارد . ]

توضيحى دربارهء تعريف علم حصولى

نكته دوم اين كه تعريفى كه از عبارت مؤلف گران قدر قدس سره براى علم حصولى به دست مىآيد ، آن است كه : « علم حصولى عبارت است از علم به ماهيات اشيا » ، در برابر علم حضورى كه عبارت است از : « علم به وجود اشيا » . امّا اين تعريف در برگيرنده همه موارد علم حصولى نيست ؛ مثلًا آگاهى و شناخت ما به واجب تبارك و تعالى به واسطه مفاهيمى صورت مىپذيرد كه از قلمرو مفاهيم ماهوى بيرون است ؛ همچنين اساس و پايه معارف فلسفى را مفاهيمى تشكيل مىدهد كه جزو معقولات ثانوى بوده و از شمار مقولات و ماهيات بيرون مىباشد . از اين رو ، براى آن كه تعريف ما همهء اقسام علم حصولى را شامل شود ، مناسب‌تر است كه بگوييم : « علم حصولى آگاهى اى است كه به طور غيرمستقيم و با واسطهء صورت علمى نسبت به يك شىء حاصل مىگردد » . در برابر علم حضورى كه يك آگاهى مباشر است و بدون وساطت صورت علمى تحقق مىپذيرد . ]
هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه تعبير « بعينها » كه موهم وحدت شخصى ماهيت ذهنى و ماهيت خارجى است ، دربدايةالحكمة نيامده است . ر . ك : بدايةالحكمة ، ص 139