تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
عرض نمىباشد . [ پس چگونه مىتوان مدعى شد كه هيچ كمال وجودى از او سلب نمىشود ؟ ] در پاسخ مىگوييم : صفات سلبى واجب تعالى در واقع به سلب نقصان‌ها و سلب نيست‌ها باز مىگردد و - چنان كه گفته‌اند « 1 » - سلبِ سلب همان وجود و سلبِ نقص همان كمال وجود است . [ 9 ] ممكن است گفته شود : لازمهء مطلب بيان شده [ كه : « چيزى از حقيقت بسيط واجب سلب نمىشود » ] آن است كه هر موجود و هر كمال وجودى را بتوان بر واجب تعالى حمل كرد [ ، زيرا ارتفاع نقيضين ( / سلب و حمل ) محال است . ] و لازمهء صحت چنين حملى آن است كه واجب تعالى عين ممكنات باشد . [ چون لازمه حمل آن است كه مصداق مفهوم موضوع و مصداق مفهوم محمول وحدت داشته باشند ، كه از آن به اتحاد موضوع و محمول در مصداق تعبير مىشود . ] در حالى كه عينيت واجب و ممكن بديهى البطلان است . در پاسخ مىگوييم : سخن پيشين هرگز مستلزم صحت چنين حملى نيست . زيرا اگر وجودهاى ممكن را بتوان ، به حمل شايع « 2 » ، بر واجب تعالى حمل كرد ، آن وجودهاى ناقص با هر دو جهت ايجاب و سلب و با هر دو حيثيت كمال و نقص خود
هامش
( 1 ) . احتمالًا تعبير « كما قيل » در كلام مؤلف قدس سره بيانگر ضعف اين سخن از ديدگاه وى است . و سرّ ضعف آن اين است‌كه « سلب » ، اگر چه سلب سلب و يا سلب نقص باشد ، در هر حال سلب و عدم است . و عدم را با وجود و كمال وجود هرگز نتوان يكى دانست . بنابراين ، بهتر آن است كه گفته شود ، سلب سلب ملازم با وجود است ، چرا كه ارتفاع نقيضين محال بوده و سلب نقص نيز ملازم با كمال وجود است ، چرا كه ارتفاع ملكه و عدم آن ، هر دو با هم ، از موضوع قابل ، كه در اين جا همان واجب تعالى است ، محال مىباشد ( 2 ) . اشاره است به فرق اساسى ميان حمل شايع و حمل حقيقت و رقيقت و آن اين كه در حمل شايع محمول با هردو جهت ايجاب و سلب بر موضوع حمل مىشود ، اما در حمل حقيقت و رقيقت ، محمول تنها از جهت ايجاب و به لحاظ حيثيت كمال خود بر موضوع حمل مىشود