تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
[ ، چرا كه جزء ممكن است و كل واجب مىباشد . ] و اين محال است [ ، زيرا از جمله ويژگىهاى جزء مقدارى آن است كه حقيقت آن با ديگر اجزا و باكل يكى است . « 1 » ] و در صورت دوم لازم مىآيد كه واجب بالذات ، از وجود بالفعل برخوردار نباشد ، بلكه موجود بالقوه باشد و اين محال است [ ، چرا كه وجود بالقوه مستلزم نقصان وجودى و امكان مىباشد و اين با وجوب وجود ناسازگار است . ] [ 6 ]

تركيب از وجود و عدم

در اين جا نوع ديگرى از تركيب [ غير از تركيب از ماده و صورت خارجى ، جنس و فصل ، ماده و صورت ذهنى و تركيب از اجزاى مقدارى ] نيز وجود دارد و آن تركيبى است كه اشيا از جهت هويت وجودى خود و به واسطهء سلب‌ها و نقصان‌هايى كه در هستى آنها راه دارد ، بدان متصف مىگردند . اين نوع تركب [ كه تركب از وجود و عدم خوانده مىشود ] نيز از ذات واجب تعالى نفى مىشود . بيان مطلب « 2 » آن است كه هويت وجوديى كه بتوان با نظر به حد وجودش كمالى را از آن سلب نمود ، تحصلش از ايجاب و سلب مىباشد ؛ مثلًا انسان ، از يك سو انسان است و از سوى ديگر در حقيقت وجودش اسب نيست . هر هويت وجوديى كه اين گونه باشد در واقع مركب از ايجاب - يعنى ثبوت خودش براى خودش - و سلب - يعنى نفى غير خودش از خودش - مىباشد ، زيرا اين دو حيثيت كاملًا مغاير يك ديگرند . بنابراين « هر هويتى كه چيزى از آن سلب مىشود ، مركب مىباشد » . البته بايد دانست كه مقصود از دخول عدم و نفى در يك هويت وجودى - با توجه به آن كه وجود ، نقيض عدم است [ و لذا معنا ندارد كه عدم را جزء واقعى يك هويت
هامش
( 1 ) . چنان كه گفته‌اند : اجزاى خط ، جز خط و اجزاى سطح ، جز سطح و اجزاى جسم تعليمى ، جز جسم تعليمىنتواند بود ، زيرا خط تنها از اجتماع امورى پديد مىآيد كه فقط در يك بُعد امتداد داشته باشند ، اما اگر هيچ امتداد نداشته باشند ( مانند نقطه ) و يا در دو يا سه بعد امتداد داشته باشند ، هرگز از اجتماع آنها خط پديد نمىآيد . هم‌چنين است سطح و جسم تعليمى ( 2 ) . در اين قسمت اصل تركيب از وجود و عدم توضيح داده مىشود
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 240 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى