تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
الوجود تعالى در يك مقوله مندرج شود ، لازم مىآيد كه در او به اعتبار جنسش يك جهت امكانى راه يابد و در نتيجه واجب الوجود نبوده بلكه ممكن باشد و اين خلاف فرض است . و چون ثابت گشت كه اندراج ماهيت فرضى واجب تعالى در مقولهء جوهر ممتنع است ، در نتيجه ماهيت داشتن واجب تعالى نيز محال خواهد بود ، [ زيرا چنان كه گفتيم - اگر واجب تعالى ماهيت داشته باشد ، از مقولهء جوهرى خواهد بود . ] و اين همان نتيجهء دل خواه است . [ 6 ] از آن چه گذشت روشن شد كه ضرورت و وجوب هستى در واجب تعالى يك ضرورت ازلى « 1 » بوده و از عين ذات او ، كه وجود صرف است و ماهيتى ندارد ، صفت ضرورت و وجوب انتزاع مىشود .
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر دربارهء ضرورت ازلى و تفاوت آن با ضرورت ذاتى ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 161 و 162 ، و نيز ص 191 و 192