تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
واجب است ، زيرا شىء تا وجودش واجب و ضرورى نگردد ، موجود نمىشود . « 1 » پس اگر آن موجود و يا فردى از آن ، واجب بالذات باشد ، مطلوب ثابت است ؛ و اگر واجب بالغير باشد ، معنايش آن است كه علتى دارد كه موجود واجب مىباشد و آن علت نيز از دو حال بيرون نيست : يا واجب بالذات است ، كه در اين صورت مطلوب ثابت است و يا واجب بالغير است ، كه در اين صورت نقل كلام به آن « غير » مىكنيم و به همين ترتيب سؤال را ادامه مىدهيم . پس يا دور واقع مىشود ، يا تسلسل رخ مىدهد و يا به موجودى مىرسيم كه واجب بالذات است . دو صورت نخست محال است و صورت سوم همان نتيجهء دل خواه مىباشد . [ 7 ]

برهان از طريق حركت

حكماى طبيعى « 2 » از راه حركت و تغير ، بر اثبات وجود واجب تعالى استدلال كرده‌اند . تقرير برهان ايشان آن است كه : پيش از اين در بحث « قوه و فعل » ثابت شد كه محرِّك [ / علت فاعلى حركت ] غير از متحرك [ / موضوع حركت ] است . بنابراين ، هر متحركى محركى مغاير با خود دارد . آن محرك اگر خودش نيز متحرك باشد ، نيازمند محركى مغاير با خود مىباشد و به ناچار ، براى آن كه دور يا تسلسل لازم نيايد ، زنجيرهء محرك‌ها بايد به محركى كه خود متحرك نباشد ، منتهى گردد . و آن محرك غير متحرك ، از آن جا كه ساحت وجودش از ماده و قوه مبرى بوده و دگرگونى و تحول در آن راه ندارد ، بلكه هستىاش ثبات دارد ، واجب الوجود بالذات مىباشد و يا در سلسلهء علل خود سرانجام به واجب الوجود بالذات مىرسد . [ برهان حركت براى اثبات واجب بالذات متوقف بر چند امر است :
هامش
( 1 ) . در گذشته دربارهء اين قاعده به تفصيل بحث شد . ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 202 به بعد ( 2 ) . علت استناد اين برهان به « طبيعيون » آن است كه در اين برهان از وجود حركت و تحول در جهان خارج استفاده‌شده است و فيلسوفاپشين بحث حركت را در « طبيعيات » طرح مىكرده‌اند
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 220 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى