تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
برهان « لمى » مىنامند . و اما برهان « انى » كه در آن از معلول به علت سير مىشود - چنان كه در منطق بيان شده - هرگز افادهء يقين نمىكند . و چون واجب تعالى علت همه چيز است ، و خود به هيچ وجه معلول چيز ديگرى نيست ، لاجرم هر راهى كه براى اثبات وجودش طى شود ، سير از معلول به علت خواهد بود . - [ يعنى هر چه را حدّ وسط براى اثبات وجود خداوند قرار دهيم ، آن چيز معلول واجب تعالى خواهد بود ] - و در نتيجه يقين‌آور نمىباشد . در استدلال فوق نيز « موجود ممكن » كه معلول حق تعالى است ، واسطه در اثبات او قرار گرفته است . [ بنابراين ، در اين استدلال نيز از معلول به عليت سير شده و لذا افادهء يقين نمىكند . ] [ 3 ] پاسخ اين اعتراض آن است كه : برهان « انى » به سير از معلول به علت كه يقين آور نيست ، اختصاص ندارد و منحصر در آن نيست ، بلكه شامل آن‌جا هم مىشود كه از يكى از لوازم عامهء موجودات مطلق به لازم ديگر آن منتقل مىشويم . چنين استدلالى - همان‌گونه كه شيخ الرئيس در برهان شفا بيان كرده است - يقين‌آور مىباشد . در برهان مورد بحث نيز از يك وصف ملازم با مفهوم « موجود نامشخص » « 1 » كه با موجود مطلق برابر است ، به يك وصف ملازم ديگر آن منتقل مىشويم ؛ يعنى اين كه : يكى از مصاديق آن وجود ، علتى است كه خود معلول چيز ديگرى نيست و وجودش ذاتاً واجب مىباشد . [ توضيح مطلب آن كه : مفهوم « موجود مّا » در تحليل عقل داراى يك ويژگى ملازم و غير قابل انفكاك مىباشد و آن عبارت است از : « ترجح وجود » . چرا كه وجود هر موجودى بر عدمش رجحان دارد ؛ و گرنه هرگز موجود نمىشد . از اين ويژگى روشن « موجود مّا » به ويژگى ديگر آن پى مىبريم و آن اين كه : « يكى از مصاديقش وجود علتى است كه خود معلول چيزى نيست » ؛ به اين صورت كه مىگوييم : ترجح وجود از دو
هامش
( 1 ) . اين وصف ملازم عبارت است از : « ترجح وجود »
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 217 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى