[ 5 ]
خلاصهء برهان شيح الرئيس
خلاصهء برهان ياد شده آن است كه : تحقق « موجودى » [ در خارج كه امرى مسلم و غير قابل انكار است ] ملازم با ترجح وجود آن موجود مىباشد . حال اگر ترجح وجودش لذاته باشد ، واجب الوجود بالذات خواهد بود . و اگر ترجح وجودش لغيره باشد ، سرانجام به موجودى خواهد رسيد كه ذاتاً وجودش رجحان دارد و گرنه دور و تسلسل لازم خواهد آمد ، كه هر دو محال است .
[ بنابراين ، برهان ياد شده از دو قياس اقترانى ، كه يكى حملى و ديگرى شرطى است ، تشكيل مىشود و شكل منطقى آن بدين صورت است :
قياس حملى : چيزى در خارج موجود است و هر موجودى وجودش بر عدمش رجحان دارد .
بنابراين ، چيزى كه وجودش بر عدمش رجحان دارد ، در خارج هست .
قياس شرطى : چيزى كه وجودش بر عدمش رجحان دارد ، در خارج هست .
و هر چيزى كه وجودش بر عدمش رجحان داشته باشد ، يا رجحانش بالذات است و يا منتهى مىشود به چيزى كه رجحانش بالذات است . بنابراين ، در خارج چيزى هست كه يا رجحان وجودش بالذات است و يا منتهى مىشود به چيزى كه رجحان وجودش بالذات مىباشد . ]
برهانى ديگر شبيه برهان شيخ الرئيس
[ حد وسط در برهان شيخ الرئيس « ترجح وجود » است ، اما ] مىتوان حد وسط را به جاى « ترجح وجود » ، « وجوب وجود » قرار داد و در نتيجه برهان انى ديگرى براى اثبات واجب الوجود اقامه نمود ، كه تقريرش چنين است :
[ 6 ] ترديدى نيست كه در خارج موجودى تحقق دارد و هر موجودى [ وجودش ]