چند تعبيرش جداى از تعبير تشكيك آمده است ( مقدمه چهارم ) ؛ آن گاه مىگوييم :
هستى هر موجودى كه در خارج است ، يا واجب است ، يا به واجب متكى است . اگر آن موجود هستى محض و اعلى المراتب بود ، و هيچ نقصى در وى راه نداشت ، يعنى به غير متكى نبود ، پس واجب است و اگر هستى محض نبود و ناقص بود ، پس ذاتاً به هستى محض تكيه مىكند » . « 1 »
بيان استاد مصباح در تقرير برهان صدرالمتألهين
استاد مصباح - مدظله - در كتاب آموزش فلسفه در اين باره مىنويسد : « اين برهان [ / برهان صديقين ] به صورتهاى مختلفى تقرير شده ، ولى به نظر مىرسد كه متينترين آنها همان تقرير خود وى [ صدرالمتألهين ] مىباشد و بيان آن از سه مقدمه تشكيل مىيابد :
1 - اصالت وجود .
2 - مراتب داشتن وجود و تشكيك خاص بين علت و معلول ؛ به گونهاى كه وجود معلول ، استقلالى از وجود علت هستى بخش ندارد .
3 - ملاك نياز معلول به علت ، همان ربطى بودن و تعلقى بودن وجود آن ، نسبت به علت و به عبارت ديگر : ضعف مرتبهء وجود آن است و تا كمترين ضعفى در موجودى وجود داشته باشد ، بالضروره معلول و نيازمند به موجود عالىترى خواهد بود ، و هيچگونه استقلالى از آن نخواهد داشت .
با توجه به اين مقدمات ، مىتوان برهان صديقين را بر اساس مشرب صدرالمتألهين به اين صورت تقرير كرد :
مراتب وجود ، به استثناى عالىترين مرتبهء آن كه داراى كمال نامتناهى و بىنيازى و
هامش
( 1 ) . شرح حكمت متعاليه ، بخش يكم از جلد ششم ، ص 126 و 127