فصل پانزدهمتقسيماتى ديگر براى علم
[ 1 ] صدرالمتألهين رحمه الله در اسفار « 1 » تقسيماتى براى علم ذكر كرده است كه خلاصهاش را در اين جا مىآوريم :
تقسيم علم ، به يك اعتبار همان تقسيم معلوم است
به نظر ما علم همان وجود غير مادى است و وجود ، فى نفسه ، يك طبيعت كلى جنسى و يا نوعى نيست ، تا با ضميمه شدن فصول گوناگون ، به انواع تقسيم شود و يا به واسطهء انضمام اعراض مشخصه ، به اشخاص و افراد منقسم شود و يا در اثر انضمام قيود عرضى ، به اصناف تقسيم شود . « 2 » بلكه هر علمى يك هويت شخصى بسيط را تشكيل مىدهد كه تحت هيچ معناى كلى ذاتى مندرج نمىگردد .
[ 2 ] بنابراين ، [ وقتى از تقسيم علم سخن مىگوييم ، مقصود انقسام علم بما هو
هامش
( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 383 - 384
( 2 ) . « صنف » عبارت است از كلى ذاتىاى كه مقيد به قيد كلى عرضى شده است ، خواه آن كلى ذاتى نوع باشد ياجنس . و « شخص » نوعى است كه مقيد به اعراض شخصيه شده است . و « نوع » همان جنس است كه مقيد به فصل شده است . از اين جا دانسته مىشود كه عبارت : « حتى ينقسم بالفصول » به طبيعت كلى جنسى و عبارت : « او بالمشخصات » به طبيعت كلى نوعى و عبارت : « او بالقيود العرضيه » به هر دو باز مىگردد