همان مرتبهء نفس ناطقه است ، نائل مىگردد . « 1 » ]
برخى از فلاسفه قول به قديم بودن نفس را بدين صورت توجيه كردهاند كه مقصود قديم بودن نشئهء عقلانى نفس است كه مقدم بر نشئهء نفسانى آن مىباشد . « 2 » [ اين توجيه اگر چه پارهاى از اشكالات وارد بر اين نظريه را دفع مىكند و فى نفسه سخنى صحيح است ، ] اما اين مطلب را به اثبات نمىرساند كه حصول علم به واسطهء يادآورى و تذكرِ [ معلومات پيشين كه از ازل نفس واجد آنها بوده ] مىباشد ، نه به واسطهء انتقال فكرى از اسباب به مسببات و يا از بعضى لوازم عام به بعضى ديگر - آن گونه كه شرحش گذشت .
هامش
( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 8 ، 145 - 148
( 2 ) . اين توجيه را صدرالمتألهين نسبت به نظريهء منسوب به افلاطون بيان كرده است . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 487 و 488 ؛ و ج 8 ، ص 331 - 332