تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

فصل يازدهم‌عدم اختصاص علم حضورى به علم شىء به خودش

[ 1 ]

اثبات علم حضورى مجرد به خودش

پيش از اين گذشت كه هر جوهر مجردى ، از آن جا كه ذاتش تام است ، با هويت خارجى خود نزد خودش حضور دارد ؛ در نتيجه داراى علم حضورى به خودش مىباشد . « 1 » [ توضيح اين كه : جوهر مجرد داراى يك ذات تام بوده ، فعليت محض و فاقد هر گونه قوه و استعداد است . از اين رو ، از ساير موجودات متمايز مىشود ، زيرا وجودِ نسبت ، فى غيره بوده و اساساً ذاتى ندارد كه متصف به تماميت شود . و وجودِ اعراض ، لغيره است و به موضوع خودش تعلق دارد و متمم آن مىباشد ؛ لذا تماميتى براى ذات خودش ندارد . صورت‌هاى جوهرى مادى نيز وجودشان للغير است و از اين جهت مانند اعراض‌اند . اما خود ماده ، قوهء محض است و شأنى جز قبول ندارد و از اين رو نمىتوان آن را ذاتى تام به شمار آورد .
هامش
( 1 ) . در فصول پيشين چنين مطلبى صريحاً بيان نشد ، اگر چه مىتوان از آن چه بيان شد آن را استنتاج نمود . مطلب فوق در فصل آينده تبيين مىگردد ؛ از اين رو و نيز به دلايل ديگر ، مناسب بود اين فصل به دنبال فصل بعدى قرار گيرد
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 160 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى